( و ) مزاج او سرد و تر است . سدّهء جگر را تفتيح « 1 » كند . مخمور « 2 » را بغايت نيكو است . و آن مجرّبست « 3 » .
فصل در معرفت حجر يرقان 46
و خاصّيّت او « 4 »
و آن سنگى است خرد كه در زمين سيستان « 5 » و زاول خيزد . و در غايت صلابت نيست ، سوهان قبول كند . و « 6 » منقّش است بزرد و سرخ « 7 » . و آبى كه از « 8 » حك او برون آيد ، سرخ باشد .
و آوردهاند كه سنگ يرقان سنگى است مدوّر سياه لون خرد كه در آشيان خطّاف باشد .
و طريق حاصل كردن آن [ سنگ ] آنست كه بچّهء خطّاف را بزعفران زرد كنند . خطاف آن سنگ را بيارد ، به گمان آنكه شفاء بچّگان خواهد بود و بنزديك « 9 » ايشان بنهد .
و حيوانات را از اين جنس الهام « 10 » هست ، چنان كه پلنگ ماده چون مشقّت زادن اوّل « بار » « 11 » بكشد نروك « 12 » طلب كند ، و بخورد . بعد از آن حمل قبول نكند [ و ] مشقّت حمل « و وضع حمل » « 13 » ازو برخيزد . و امثال « 14 » اين بسيار است .
و خاصّيّت او آنست كه چون آن را بسايند ، و به صاحب علّت
هامش
( 1 ) - ب : تفسيح
( 2 ) - م ، ب : مخموران
( 3 ) - م : و مجربست
( 4 ) - ب : و خواص او
( 5 ) - ج ، ن : سيوستان
( 6 ) - ع افزوده : ( برنگ ) و در ج ، ن ، م : نيست
( 7 ) - ب : بر سرخ - م ، ن : بسرخ
( 8 ) - ( از ) در م : نيست
( 9 ) - ع : بنزديك
( 10 ) - م : الهامات
( 11 ) - در ج ، ن ، ب : نيست
( 12 ) - م ، ب : تروك - ج ، ن : نروك - ع : نركى
( 13 ) - ب :
مشقت قبول حمل - ( و وضع حمل ) در نسخ م ، ج ، ن : نيست
( 14 ) - ب : و مثل