هرچه برو « 1 » فروشود آن را مرواريد ريزه خوانند . ( آن را ) « 2 » سوراخ نكنند . جهت داروها و مفرّحها نگاه دارند .
و غربال دوّم آن باشد كه بر سر غربال اوّل مانده باشد ، بعد از آنكه ريزه « 3 » جدا كرده باشند برو ريزند . هرچه به آن فروشود آن را مرواريد صدى خوانند . يعنى صد دانه از آن مثقالى « 4 » باشد .
و آن را سوراخ كنند . و هرچه از آن گردتر و آبدارتر باشد ( باز ) گزينند ، و يا عقد كنند . و باقى در رشته كشند ، و هار كنند ، و آن را هار صدى گويند .
امّا غربال سوم آن باشد كه هرچه از غربال دوّم بر سر آمده باشد ، بر وى ريزند . آنچه فروشود [ مرواريد ] شصتى خوانند . يعنى شصت دانهء از آن يك مثقال بود « 5 » . و آن را هم سوراخ كنند . و آنچه بهتر باشد باز گزينند « 6 » عقد را . و باقى هم « 7 » بر هار كنند ، و آن را هار شصتى خوانند .
و اما « 8 » غربال چهارم و پنجم كه در افزودهاند ، آنست كه آنچه از سوم بر سر آمده باشد « 9 » ، بر چهارم ريزند . آنچه فروشود « 10 » پنجاهى باشد . و آنچه از چهارم بر سر آيد ، دانها باشد ، آن را ديگر بر غربال نريزند « 11 » و باز گزينند ، هرچه لايق عقد باشد به عقد كنند .
هامش
( 1 ) - ب : به دو - ن ، م : به او
( 2 ) - آن را فقط در ع : است
( 3 ) - م : از آن ريزه
( 4 ) - ب : صد دانه مثقال
( 5 ) - ب : يعنى شصت دانه مثقالى
( 6 ) - ع : بگزينند
( 7 ) - م ، ب : و باقى را
( 8 ) - ن : اما
( 9 ) - ب : بر وى ريزند آنچه فروشود مرواريد شصتى خوانند آنچه باقى ماند
( 10 ) - ن ، ج : رود
( 11 ) - م : بريزند و باز - ن : بريزند باز .