اندرون آن مثل دانهء انار كه در « 1 » شحم رسته باشد . [ و در ميان آن « 2 » يك پارهء بزرگتر بود . و همچنين خردتر مىشود « 3 » ، تا بنهايت آن ، چون بكناره رسد نيك ريزه شده باشد ] . و هرچه بزرگتر بود رنگينتر باشد . و به ترتيب بىرنگ مىشود . و در آخر چنان خرد باشد « 4 » كه هيچچيز از وى « 5 » نتوان ساخت ، مگر جهت مفرّح « 6 » سحق كنند .
و در اين روزگار شنيدم كه پارهاى لعل بزرگ نام بسيار پادشاهان بزرگ بر آنجا نوشته از خزانهء « 7 » اتابكان « 8 » آذربيجان بسلطان جلال الدين خوارزمشاه رسيده بود ، و در خزانهء او بيافتند « 9 » . و بدرگاه پادشاه جهان « 10 » قاآن بردند « 11 » . قاآن را خوش « 12 » آمد ، كه مثل آن نديده بود .
و نوعى ديگر هست از لعل و آن را تمرى « 13 » خوانند . و نوعى ديگر عنّابى ، [ و نوعى « 14 » ديگر ] بقمى ، و [ نوعى ديگر ] ادريسى هست « 15 » و بدترين اكهب باشد .
[ سخن ] در خاصيّت لعل
مزاج لعل گرم و خشكست . در مفرّحات تركيب كنند . و در
هامش
( 1 ) - م : انارى در - ج ، ن : انار در
( 2 ) - كلمهء « آن » فقط در ع :
است
( 3 ) - ن ، ج ، م : برتر خردتر مىشوند
( 4 ) - ب : و آنچنان خورد مىباشد - ج ، ن : و آنچنان خرد باشند
( 5 ) - ع : از آن
( 6 ) - ع : در مفرح
( 7 ) - ب : از خانهء
( 8 ) - م : پادشاهان
( 9 ) - ب : در خزانهء او نيافتند - ج ، ن ، م : در خزانه بيافتند
( 10 ) - ع : عادل
( 11 ) - م : آوردند
( 12 ) - ب : بسيار خوش
( 13 ) - ب : هست كه آن را نمرى
( 14 ) - كلمهء ( نوعى ) فقط در ع : است
( 15 ) - كلمهء ( هست ) در نسخ ن ، ج ، م ، ب : نيست .