خواص آن آوردهاند . و از معتمدان بطريق تسامع معلوم شده ، كه چون در معادن كوهكاران را پارهء لعل بزرگ باطراوت بدست آيد ، آن را از شريك يا مشرف معدن پنهان دارند « 1 » . و بگلو فروبرند « 2 » .
چون لحظهاى در معده قرار گيرد لون روى او سرخ شود بغايت .
و اين جماعت « 3 » اين معنى را بتجربه معلوم كردهاند .
و هركه لعل با خود دارد از كشتن « 4 » ايمن « 5 » باشد ، و احتلامش نيفتد « 6 » . و خوابهاء هائل سهمناك نبيند ، و اگر بر كودكان خرد « 7 » بندند بدخوئى و فزع نكنند « 8 » ، و در خواب نترسند « 9 » . و اگر لعل را مصوّل كنند ، و با نبات و گلاب به كسى دهند تا بخورد ، رنگ روى او سرخ گرداند « 10 » ، و زردى ببرد و فرح آورد « 11 » . بر جملهء خاصيّت او به خاصيت ياقوت « 12 » نزديك يافتهاند .
سخن « 13 » در قيمت لعل
اما لعل پيازكى « 14 » و نوعهاء بهتر « 15 » ، يعنى هرچه آبدار و صافى « 16 » و شفاف بود ، بهاء آن ببهاء زمرد نزديك بود . يك دانگ دو ( دينار آرزد ، و دو دانگ پنج ) دينار « 17 » ، و نيم مثقال ده دينار . و چهار « 18 » دانگ بيست
هامش
( 1 ) - ب : پنهان دارد - ن ، ج : نگاه دارد
( 2 ) - ب : برد
( 3 ) - ع افزوده : ( كه )
( 4 ) - ب : كشتى
( 5 ) - ن ، ج : آمن
( 6 ) - ع : و اضلاعش سفيد باشد
( 7 ) - ب : خورد
( 8 ) - ب : نكند
( 9 ) - ب : نترسد
( 10 ) - م : گردد
( 11 ) - ع : آرد
( 12 ) - م ، ن ، ج ، ب : او نزديك بياقوت
( 13 ) - كلمهء ( سخن ) در م ، ب : نيست
( 14 ) - م : بنازكى
( 15 ) - ب : بهترين
( 16 ) - ب : آبدار صافى
( 17 ) - ب : يك دانگ و دو دينار - قيمت ميان پرانتز در ب : نيست
( 18 ) - ب : چهار .