واجب است » و حال آنكه از ملاحظه اين جمله : « وجود پيغمبر واجب است » كه در كلام بو على آمده است بر او خورده مىگيرد .
فخر رازى بر اين كلام بو على كه : « معجزات انبياء دليل بر صدق دعوت آنها است » نيز خدشه وارد مىكند به اين بيان كه « بو على « معجزه » را ناشى از خصوصيّت نفس ناطقه پيامبر مىداند با اين وجود چگونه ممكن است ديگر معجزه نشانه تصديق خدا بر دعوت آنان باشد » .
درحالىكه فخر رازى در « المباحث المشرقيّه » نظرش همان نظر بو على است يعنى معجزه را ناشى از خصوصيّت نفس ناطقهء پيامبر مىداند و كلامش چنين است :
« از جمله مختصات پيامبر خدا آن است كه نفس ناطقهء او متصرّف در مادّهء اين عالم است تا بتصرّف نفس ناطقهء او عصا اژدها و آب خون گردد و كور و كر شفا يابند و مرده زنده شود و ساير معجزات » « 1 » .
بنابراين فخر رازى كه خود ، معجزه را از خصوصيّت نفس پيغمبر مىداند لازم مىآيد همان اعتراض كه او بر بو على وارد نموده بر كلام خود او هم وارد باشد .
هامش
( 1 ) . . . . و خواصّ النّبى ( ص ) ثلاث . . . ثالثها أن تكون نفسه متصرّفة فى مادّة هذا العالم فيقلب العصا ثعبانا و الماء دما و يبرء الأكمه و الأبرص . . . فخر رازى - المباحث المشرقيه - ج 2 - صفحهء 524 .