فخر رازى بر اين كلامى كه بو على در اثبات نبوّت و معجزات انبياء آورده ، اعتراضاتى نموده از جمله اينكه :
« آنچه بو على در سخنان خود آورده كه : مردم چون احتياج بشارع و قانونگزار دارند از اين رو ، وجود شارع واجب است . مقصود بو على اگر اين باشد كه شارع بوجوب ذاتى موجود است ، اين محال است و اگر مقصود وجوب ايجاد شارع بر خدا باشد . اين قول معتزله است نه فلاسفه و اگر مقصود آن باشد كه وجود پيغمبر سبب نظم اين عالم است و خدا هم كه مبدأ هر كمال است پس بر خدا واجب است كه علّت وجود شخص پيغمبر باشد اين قول نيز باطل است چون تحقّق « اصلح » « 1 » بر اين عالم واجب نيست و گرنه انجام عمل نيك به اجبار فطرى كه « اصلح » است براى مردم تحقّق مىيافت و حال آنكه وقوع نيافته است . پس وجود پيغمبر هم براى مردم با اينكه « اصلح » است بر اين مبنا بايد واجب نباشد . و اگر از اينكه وجود « شارع » واجب است معنى ديگرى از آن اراده شده باشد لازم بود كه آن را بيان مىكرد . آنچه هم كه بو على مىگويد : شارع بايد داراى آيات و معجزاتى باشد تا دلالت كند كه قوانين و شرايع او از جانب خدا است . اين كلام او موافق با اصول فلاسفه نيست چون بو على در « نمط » دهم « اشارات » مىگويد : ( پيغمبران كه قدرت بر انجام معجزات دارند براى آن است كه در وجود آنها قوّهء خاص نفسانى است و بسبب آن قوّه قدرت بر ، آوردن معجزات را دارند و اين قوّه كه براى پيامبران است گاه براى ساحر خبيث هم مىباشد و فرق ميان رسول و ساحر در اين است كه رسول مردم را بخيرات و نيكيها دعوت مىكند و ساحر مردم را بشرور و بديها ) « 2 » . طبق اين كلام بو على همانگونه كه فرق ميان خير و شرّ معلوم است فرق ميان پيامبر و ساحر هم خودبخود معلوم خواهد بود و ديگر نيازى به آوردن معجزات ، نخواهد بود . ديگر آنكه معجزات در وقتى دلالت بر صدق رسالت دارند كه بمنزلهء تصديق خدا به رسالت انبياء باشند و تصديق خدا به رسالت انبياء فرع بر علم خدا بجزئيّات است و همچنين فرع بر اين است كه حق تعالى فاعل به اختيار باشد درحالىكه فلاسفه كه علم خدا را بجزئيات و فاعل به اختيار بودن خدا را انكار مىنمايند . پس فلاسفه كه مىگويند معجزات انبياء دليل بر صدق رسالت آنها است با معتقدات فلسفى آنان مطابقت
هامش
( 1 ) . اصلح يعنى خدا كه چيزى بمردم مىدهد بهترين نوع آن را مثلا بهترين مال و بهترين فرزند و بهترين علم . . .
را عنايت كند . آيا چنين امرى بر خدا لازم است يا نه ، اختلافى است .
( 2 ) . . . . الّذى يقع له هذا فى جبلّة النّفس ثمّ يكون خيّرا رشيدا مزكيّا لنفسه فهو ذو معجزة من الأنبياء او كرامة من الأولياء . . . و الّذى يقع له هذا ثمّ يكون شريرا و يستعمله فى الشرّ فهو الساحر الخبيث . . . متن اشارات بو على - نقل از شرح خواجه - ج 3 - صفحهء 417 .