تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى و داورى در مسائل اختلافى ميان دو فيلسوف اسلامى خواجه نصير طوسى و امام فخر رازى ( فارسى ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩

اعتراض فخر رازى به استدلال بو على در اثبات نبوّت و معجزات و جواب خواجه به آن

در بيان اثبات نبوّت و ضرورت وجود شرع و قانون الهى بو على كلامى دارد و فخر رازى به پاره‌اى از سخنان او اعتراضاتى وارد كرده و خواجه جواب داده است كه به ترتيب سخنان آنان را مىآوريم .

بو على در « اشارات » در اثبات نبوّت مىگويد :

« انسان نيازمنديهاى خود را به تنهائى نمىتواند برآورده نمايد بلكه بمشاركت و همكارى ديگران بايد در رفع احتياجات و پيشرفت زندگى خود اقدام كند چون هيچيك از غذا و لباس و مسكن و . . . بطور طبيعى يا با كوشش فردى فراهم نمىآيد ازاين‌رو فعّاليت بايد به صورت دسته‌جمعى و گروهى باشد . زندگى اجتماعى سالم بدون شريعت و قانون فراهم نمىآيد چون هر فردى هرنوع منافعى را براى خود مىخواهد و همهء منافع مادّى اگر براى يك فرد حاصل شود مسلّما ديگران از آن محروم خواهند بود و اين سبب دشمنى و حضومت مىگردد و گاه ممكن است موجب بروز فتنه‌هاى بزرگ شود . بنابراين اجتماع كه سبب بروز هر نوع اختلاف و نزاع است نيازمند بقانون خواهد بود تا به پيروى از آن جلو هر اختلافى گرفته شود . و وجود قانون هم نيازمند بشارع و قانونگزار است پس وجود شارع واجب مىباشد و بايد با شارع آيات و علائمى باشد تا حكايت كند كه قانون او از جانب خدا است و گرنه پذيرش قول او بر مردم از ميان اقوال ديگران امتيازى نخواهد داشت و آيات و معجزات هم هنگامى بر اين معنى دلالت خواهند داشت كه قانونگزار از جانب خدا باشد و بوجود خدا اعتراف شده باشد و اعتقاد بوجود خدا از نظر اينكه در تأمين مصالح و منافع اين عالم ضرورى تشخيص داده شده پس بايد چيزى باشد كه مردم را به ياد خدا آورد و آن عبارت از عبادات بدنى است و عبادت كه تكرار گردد استحكام بيشترى به ياد خدا مىبخشد و به اين طريق قانونى كه داعيهء عدالت را دارد ، استمرار خواهد يافت و در نتيجه زندگى انسان در اجراى آن قانون بطور مستمرّ صحيح و سالم ادامه خواهد يافت و . . . » « 1 » .
هامش
( 1 ) . . . . لمّا لم يكن الأنسان بحيث يستقلّ وحده بامر نفسه ألّا بمشاركة آخر من بنى جنسه لو توّلاه بنفسه لأزدحم على الواحد كثير و كان ممّا يتعسّر أن امكن وجب أن يكون بين النّاس معاملة و عدل يحفظه شرع يفرضه شارع متميّز باستحقاق الطّاعة لأختصاصه بآيات تدلّ على أنّها من عند ربّه و وجب أن يكون للمحسن و المسيئى جزاء عند القدير الخبير فوجب معرفة المجازى و الشارع و مع المعرفة سبب حافظ للمعرفة ففرضت عليهم العباده المذكّر للمعبود و كرّرت عليهم ليستحفظ التّذكير حتى استمرّ الدّعوة الى العدل المقيم لحياة النوع . . . متن اشارات - نقل از شرح اشارات خواجه - ج 3 - صفحهء 371 .