تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 97

مساهمون:

صمقدمه ٩٧

نوادگان « 1 »

مير سيّد عبد اللّه سدهى وى فرزند كوچك ميرزا محمّد رحيم كبير است كه به سال 1161 ه . ق پا بر عرصهء گيتى نهاد است « 2 » او علاوه بر استفاده از محضر والد خود ، از بزرگان عصر خود همچو وحيد بهبهانى ، ميرزاى قمى ، و غيره بهره برد و در اين اوان به امامت جمعه و جماعت در قريه سده اشتغال ورزيد تا اين كه در اواخر عمر در اصفهان انزوا گزيد . وى در پى بيمارى فرزندش سيّد احمد كه مشرف بر مرگ بود از درگاه خداوند مسألت نمود كه اگر مرگ فرزندش قضاى محتوم است ، او قبل از فرزندش رحلت كند ، از همين رو در بيست و دوم ماه محرم الحرام 1243 ه . ق در حالى كه پيش از چند ساعتى از دعاى وى نگذشته بود همگام با فرزند خود دعوت حقّ را لبيك گفت و در قريهء
هامش
( 1 ) . اين بخش اشاره به يكى از شاخه‌هاى فرزندان بوده و دربردارنده تمام فرزندان هر طبقه نيست اسناد طبقه مورد نظر به اين شرح سيّد محمّد حسين آيت فرزند سيّد محمّد جعفر فرزند محمّد حسين مقدّس فرزند مير سيّد احمد فرزند مير سيّد عبد اللّه ، توسّط فرزند خلف مرحوم آيت ، جناب آقاى حاج سيد جعفر مير دامادى در اختيار اين جانب قرار گرفت . ( 2 ) . پدر صاحب ترجمه در شش‌ماهگى ، قبل از تولّد وى خوابى ديد كه در طىّ آن مأمور شد نام وى را « عبد اللّه » بگذارد ، والدش ابن واقعه را چنين به نظم در آورده است :چو از فضل پروردگار مجيد * يكى گل مرا از گلستان دميدچو مهر فروزان ز تابندگى * عيان بد ز سيماش فرخندگىهم از كوكب طالعش آشكار * كه گردد برج عزّ و وقاربه عبد اللّه‌اش نام كردم از آن * كه از فضل پروردگار جهانبه وقتى كه شش‌ماهه بود اين چنين * بديدم شبى من به خواب اين چنينكه شخصى مرا داد از او خبر * كه اين طفل فرخنده باشد پسرز اقران خود دارد او امتياز * به عبد اللّه او را تو موسوم سازپس از لطف پروردگار ودود * به شهر صفر او تولد نمودبه برج دهم مهر گيتى فرود * دهم از مه اربعا بود روز