مؤثّر و متأثّر مگر در حال تأثير و تأثّر « 1 » .
قال : و الحقّ ثبوتهما ذهنا و الّا [ لزم ] تسلسل . « 2 »
يعنى حقّ اين است كه أن يفعل و أن ينفعل ثابت در ذهنند نه در خارج ، و الّا مستلزم تسلسل است . مصنّف - رحمه اللّه - مذهب نموده موافق رأى متكلّمون و مخالفت با اوايل نموده در اين ، و گردانيده اين دو مقوله را دو امر ذهنى كه ثبوت عينى نيست جهت ايشان ، و الّا لازم مىآيد تسلسل .
و وجه لزوم اين است كه : ثبوت اين هر دو يعنى أن يفعل و أن ينفعل مستدعى علّت مؤثّره « 3 » است در اين هر دو ، يعنى أن يفعل و أن ينفعل اگر در خارج باشند فاعلى بايد باشد كه مؤثّر در اين هر دو باشد ، چون فعليست اين هر دو كه از فاعل صادر شده كه از براى علّت نسبت تأثير است در اين هر دو ، از براى اين هر دو نسبت تأثّر است ، و اين معنى مستدعى ثبوت دو نسبت آخرين است ، و همچنين الى غير النّهايه ؛ از جهت آن كه در هر يك از آن يفعل و أن / * الف / 159 / ينفعل فعل و انفعالى خواهد بود و نيز در آن همچنين خواهد بود متسلسلا .
در جواب بعضى گفتهاند كه : تأثير و تأثّر با فعل و انفعال است ، و در اينجا اين معنى مسلّم نيست كه متحقّق شود ، فتدبّر !
و در بعضى شروح واقع است كه فعل و انفعال تدريجى شرط
هامش
( 1 ) . شرح حكمة العين / 264
( 2 ) . كشف المراد / 278
( 3 ) . م : مؤثر