هرگاه محمولى به موضوعى انتساب يابد ، اين عروض به واسطهء يكى از وسايط زير است :
( 1 ) - واسطه در ثبوت : ذات موضوع مقتضى عروض محمول بر موضوع است ، مثل انتساب گرمى به آتش .
( 2 ) - واسطه در اثبات : امرى موجب عروض محمول بر موضوع مىگردد كه اين واسطه به واسطهء سه امر مىتواند موجب اين عروض گردد . « 1 »
الف : واسطه علت عروض باشد ، مثل تعجّب كه علّت عروض خنديدن بر انسان است .
ب : واسطه و محمول معلول يك علّت بوده و از همين تلازم واسطه سبب عروض محمول شده مثل ديدن دود در عروض گرما به خانه .
ج : واسطه و محمول هر دو معلول يك علت باشند .
( 3 ) - واسطه در اتصاف : محمول صفت حقيقى موضوع نبوده و واسطهاى سبب اتصاف مجازى موضوع به محمول شده ، مثل حركت سرنشين كشتى كه به واسطه حركت عارض بر كشتى ، عارض وى گرديده است .
( 4 ) - واسطه در عروض : محمول ابتدا عارض بر امرى شده كه آن امر با اين عارض خود عارض بر موضوعى شده كه از اين رو موصوف متّصف به عارض عارض شده ، مثل عروض رنگ قهوهاى به يك ميز به واسطهء مادّه رنگ قهوهاى و يا عروض رايحهء خوش بر يك لباس .
بر طبق تقسيم فوق اگر محمولى به واسطه ثبوت يا اثبات بر موضوع
هامش
( 1 ) . هرگاه واسطه در ثبوت غير واسطه در اثبات باشد ، برهان لمّى پديد مىآيد .