ذاتى قلمداد مىگردد ، همچو عروض احكام امكان بر وجود به واسطهء معنى امكان - كه اخصّ از خود وجود است - و از مسائل فلسفه است . « 1 »
هامش
- ذاتى دربردارندهء عوارضى نيز مىباشد كه به واسطهء امر اخصّى عارض بر موضوع شدهاند ، بدين شرط كه واسطهء مذكور واسطهء در عروض نباشد .
( 1 ) . عروض يك عرض بر موضوع به گونههاى زير مفروض است :
( 1 ) : عرض در عروض ، واسطه و علّت نمىخواهد ، مانند عدد چهار زوج است .
( 2 ) : عرض به واسطهء جزء داخلى اعمّ از موضوع عارض گرديده ، مانند : انسان حسّاس است .
( 3 ) : عرض به واسطه جزء داخلى مساوى با موضوع عارض گرديده ، مانند : انسان عالم است .
( 4 ) : عرض به واسطهء خارجى مساوى با موضوع عارض گرديده ، مانند : انسان ضاحك است .
( 5 ) : عرض به واسطهء خارجى اعمّ از موضوع عارض گرديده ، مانند : انسان راه رونده است .
( 6 ) : عرض به واسطه خارجى اخصّ از موضوع عارض گرديده ، مانند حيوان سخنگو است .
( 7 ) : عرض به واسطهء خارجى مباين با موضوع عارض گرديده ، مانند : عروض گرما بر آب به وسيلهء آتش .
( 8 ) : عروض به مجاز عارض بر موضوع گرديده است ، مانند : سرنشين كشتى در حال حركت است در نظر مشهور سه قسم اول فقط از گونه عرض ذاتى مورد بحثند ، در صورتى كه به نظر صدر المتألهين تمام اقسام فوق به غير از گونه اخير از مصاديق عرض ذاتى مىباشند . حكيم سبزوارى در اين راستا گويد : « و الحق فى معنى العرض الذاتى أن يقال : هو ما يكون عارضا للشىء و وصفا له بالحقيقة بلا شائبة مجاز و كذب ، أى يكون من قبيل ما يقال له عند اهل العربية الوصف به حال الشىء لا الوصف به حال متعلق الشىء » . حاشيه اسفار
با توجه به اقسام عروض فوق ، چند رأى كلّى در تعيين عرض ذاتى وجود دارد :
الف : پارهاى از اصوليان سه قسم اول را عرض ذاتى دانند .
ب : علّامه حلّى در جوهر النضيد / 209 به تبع حكيم طوسى ( نيز اساس الاقتباس / 381 ) در تعريف عرض ذاتى چنين گزارش نموده : « و فى العلوم يسمّى كل ما يعدّ فى حدّه الموضوع - كالزوج للعدد - أو جنسه - كالزوج للاثنين - أو معروضه - كالناقص للاوّل - أو معروض جنسه - كالناقص لزوج الزوج - ذاتيا اذا كان الباحث عنها علما واحدا » و در تحليل « علما واحدا » فرموده :
« فانّ العرض الذي يؤخذ فى جدّه جنس الموضوع الخارج عن ذلك العلم لا يسمّى عرضا ذاتيا » لذا عارض به واسطهء امر اعمّ اگر علمى بدان مختص نباشد ، از اعراض ذاتى علم محسوب مىگردد و از آن گفتگو مىشود . -