پژوهشى در اصول علم كلام
در ديدگاه اهل منطق هر علم مشتمل بر سه بخش كلّى مىباشد ، موضوع ، مبادى و مسائل . از اين رو با تبعيت از اين ميزان پيش از ورود به تحليل موضوع ، مبادى و مسائل علم كلام ، با ذكر چند مقدّمه اساسى در بررسى كلّى اين امر ، بدين مهم مىپردازيم .
مقدّمه اول : موضوع علم
موضوع هر علم عبارت از آن چيزى است كه از عوارض ذاتى آن در علم گفتگو مىگردد . لذا در بررسى موضوع هر علم دو ركن اساسى وجود دارد :
نفس موضوع و عوارض ذاتى موضوع . « 1 »
ركن اول : نفس موضوع
به گزارش حكيم طوسى و برخى از انديشمندان پيشين ، به حصر عقلى
هامش
( 1 ) . برخى از اصوليان متأخّر در مقام تصحيح موضوع علم اصول به انكار نيازمندى علوم به موضوع بر آمدهاند ، و در مقام استدلال گفتهاند كه علوم در ابتدا مسائلى بودهاند كه بعدا براى مجموع آنها موضوع اتخاذ شده و در مسير پيدايش آنها موضوع مطرح نبوده ، افزون بر اين كه نسبت موضوع مسائل با موضوع علم در علومى همچون جغرافيا نسبت جزء و كل است نه جزئى و كلّى كه در نتيجه براى علم موضوع واحد باشد و از طرفى در علومى همچون فقه مسائل آن مربوط به فعل مكلّف نيست . تحريرات فى الاصول ج 211 - 23 اين بيان از سويى دچار خلط در مقام تدوين و تعيّن علوم مىباشد ، چه در مقام انحصار مسائل به يك علم ما مجبور به اتخاذ موضوعيم نه در مسير تدوين ، از همين رو پس از طرح مسائل مختلف ، هر دسته از مسائل هم سنخ را به موضوعى اختصاص دادهايم ؛ و از طرفى بايد بين علوم حقيقى و اعتبارى فرق نهاد .