در حال شانه كردن ريش و كشيدن شانه به سينه : اللّهمّ سرّح الخ [ عنّى الهموم و الغموم و وسوسة الصّدور و وسوسة الشّيطان . پس ريش را از پائين به بالا شانه كن و بخوان انا انزلناه را ، و روايت شده كه
وَ الْعادِياتِ
را نيز بخواند .
سستى نكردن در آداب و سنن
مؤلّف گويد : مبادا در اين آداب و امثال اينها تهاون و سستى كنى ، چه اينها شفاى مرض دنيا و دين تو و باعث زيادتى يقين تو خواهد بود ، و تو مىدانى كه اگر جالينوس يا طبيب ديگرى از اطبّاء كفر به تو بگويد : فلان دوا را براى فلان مرض خود استعمال كن ، تو بهمحض شنيدن از او سرعت مىكنى در قبول از او و درصدد [ در پى ] تحصيل آن برمىآئى ، بلكه ملامت مىكنى كسى كه را كه ترك كند تداوى ( درمان كردن ) به قول جالينوس را و از او او اعراض مىكنى . پس به چه جهت قول حق المؤمنين بر لسان پيغمبر و خواصّ او - كه اطبّاء قلوب و نوّاب علّام الغيوبند - نزد تو پستتر است و كمقيمتتر است از قول طبيبى كه بهسبب كفر خويش دشمن خدا و مخذول از جانب اللّه است و اقوال و افعال او منقطع است از اقبال به خدا به جهت كفرش و سقم دينش ؟ ! بلكه بايد امر خداوند عالم جلّ جلاله نزد تو اهمّ ( مهمتر ) باشد از امر او ، و الّا دين تو سقيم ( بيمار ) و يقين تو ذميم ( ناپسند ) است در
فضيلت غسل جمعه
فضيلت غسل جمعه و آنچه متعلّق به اوست :
بدان كه : آنچه مهمّ است از تو تطهير قلب است به آب اشك چشم و كندن جامهء صورت يا معنى كه مولايت به آن راضى نباشد ، و پوشيدن جامهء خضوع و بر سر گذاشتن تاخ خشوع است ، آنكه در اوّل هر غسلى نيّت توبه كنى ، پس غسل توبه كنى از جميع گناهان ، خواه معلوم تو باشد و يا نباشد و در علم خدا احصا شده باشد .