تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جمال الاسبوع بكمال العمل المشروع ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
دائِرَةُ السَّوْءِ »
بلكه بايد در كمال اطمينان و اعتماد باشى به رحمت خدا به وعده‌هاى او ، و اميد تو به خدا در طلب حاجت خود زيادتر باشد از آنكه قصد كنى حاتم را به جهت طلب يك قيراط ، چه اگر به جهت يك قيراط قصد حاتم كنى يقين دارى كه به تو عطا خواهد كرد به هر نحو كه باشد ، پس بدان كه حاجت تو نزد حقتعالى پست‌تر و كمتر است از يك قيراط نزد حاتم ، پس البتّه مبادا كه اعتمادت به حقتعالى كمتر باشد . 3 و نيز سزاوار است از براى تو كه هرگاه به جهت حاجتى روزه يا نماز به‌جا آورى ، نيّت كنى آن عمل خود را به جهت الأهمّ فالأهمّ از حاجات دينيهء خود ، و بدان كه اهمّ آنها حوائج آن كسى است كه تو در پناه هدايت و حمايت اوئى و آن امام زمان تو صلوات اللّه عليه است ، پس بايد نماز و روزهء تو اوّل به جهت قضاء حاجات آن حضرت باشد ، و بعد به جهت حوائج دينيّهء تو و بعد به جهت آن حاجتى كه عارض تو شده و قصد آن را داشته‌اى . مثلا هرگاه ظالمى درصدد كشتن و هلاكت تو باشد و تو روزهء حاجت گرفتى براى خلاصى از شرّ او ، بدان كه اهمّ از آن حاجت دينيّهء تو است كه آن عفو و رضاى حقتعالى باشد از تو و آنكه بر تو اقبال فرمايد و عمل تو را قبول خود كند ، زيرا كه در كشته شدن تو دنياى تو فاسد شود هرگاه دين تو سالم باشد ؛ به‌علاوه آنكه اگر كشته نشوى لا بد خواهى مرد ، و لكن اگر عفو و رضاى خدا براى تو حاصل نشود در دنيا و آخرت هلاك خواهى شد و هولها و شدائدى براى تو حاصل خواهد شد كه به خيال تو نخواهد رسيد . و امّا اينكه گفتيم مقدّم بدار حاجت امام زمان عليه السّلام خود را بر حوائج خود ، پس به جهت آن است كه بقاى دنيا و اهل آن به‌واسطهء وجود او است ، پس هرگاه وجود تو محفوظ باشد به وجود يك نفر ديگر ، چگونه مقدّم بدارى حوائج و مراد خود را بر حوائج او ؟ ! بلكه واجب است مقدّم دارى حوائج او را بر حوائج خود و مراد او را بر مراد خود . و بدان كه : آن جناب در حاجات خودش از روزه و نماز تو مستغنى است و حاجتى به تو ندارد ، ليكن مقتضاى بندگى و وظيفهء تو آن است كه چنين كنى ، چنان كه استفتاح مىكنى دعاهاى خود را به