فصل سى و پنجم در ذكر چهار نماز حاجت و دعاهائى كه اختيار شده در روز جمعه
1 مؤلّف گويد : « هرگاه از خداى المؤمنين حاجتى خواستى لااقلّ چنان باشد حال تو مثل آنكه هرگاه حاجت مهمّه بطلبى از يكى از پادشاهان دنيا ، چه هرگاه حاجتى به ايشان داشته باشى طلب رضا و خوشنودى ايشان مىنمائى به هرچه ممكنت شود ، پس همچنين در وقت حاجت خواستن از خدا كوشش كن در تحصيل رضاى او ، مبادا كه اقبالت به خدا كمتر باشد از اقبالت بر ملوك دنيا كه اگر چنين باشد حال تو ، پس تو از مستهزئين هالكين خواهى بود ، و چگونه جايز خواهد بود كه اهتمام تو به رضاى خدا كمتر باشد از اهتمام بر رضاى مخلوقين ؟ ! پس هرگاه منزلت خدا نزد تو كمتر باشد از منزلت ملوك دنيا - كه ايشان بندگان خداى تواند - پس تو استخفاف و استهزاء كردهاى به خدا ، و حقير شمردهاى عظمت و جلالت او را و از او اعراض كردهاى ، و هيهات كه در اين صورت ظفر يا بى به حاجت خود بهسبب نماز يا روزهء خود .
2 و بايد روزه و نماز تو كه به جهت حاجت بجا مىآورى ازروى تجربه نباشد ، چه آنكه انسان تجربه نمىكند مگر كسى را كه بدگمان است در حقّ او ، و حقتعالى مذمّت فرموده آنهائى را كه گمان بد در حقّ او بردند بقوله المؤمنين :
« الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ