شنبه بود - پس فرمود كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله به من فرمود : اى موسى ! تو را به ظلم و ستم حبس نمودند - و اين را سه مرتبه فرمودند - پس اين آيهء مبارك از قرآن را تلاوت فرمود :
لَعَلَّهُ فِتْنَةٌ لَكُمْ وَ مَتاعٌ إِلى حِينٍ .
پس فرمود : فردا كه روز چهارشنبه است با پنجشنبه و جمعه روزه بگير و در شب شنبه - ما بين مغرب و عشا - دوازده ركعت نماز بكن و در هر ركعت حمد يك مرتبه ، و دوازده مرتبه توحيد بخوان ، و چون از ركعت چهارم فارغ شدى پس به سجده برو و به اين دعا را بخوان .
اللّهمّ يا سابق الفوت و يا سامع الصّوت و يا محيي العظام بعد الموت و هي رميم ، أسألك باسمك العظيم الأعظم ، أن تصلّي على محمّد عبدك و رسولك ، و على أهل بيته الطّيّبين الطّاهرين ، و تعجّل لي الفرج ممّا أنا فيه ؛ پس بجا آوردم آنچه را كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم فرمود ، پس نتيجه اين شد كه ديدى . « 1 »
نماز و دعاى شب سهشنبه به روايت ديگر
ذكر روايت ديگر از براى نماز و دعا - كه در آن شرح و تفصيل است - روايت است از ربيع - دربان هارون الرّشيد - كه گفت : در ايّامى كه جناب موسى بن جعفر عليهما السّلام در حبس هارون بود ، شبى هارون مرا طلبيد و گفت : برو به نزد موسى بن جعفر عليهما السّلام و مال بسيار و اسبان و جامههاى فاخر براى او ببر و او را از زندان رها كن ! من تعجّب كردم و مكرّر از او پرسيدم : مرا امر مىكنى كه موسى را از حبس رها كنم ؟ ! گفت : بلى ! واى بر تو ، مىخواهى عهد خود را بشكنم ؟ ! گفتم : اى امير ! عهد چيست ؟ ! گفت : در خواب بودم ، ديدم مرد سياهى در نهايت عظمت بر روى سينهء من نشست و گفت : به چه سبب موسى بن جعفر عليهما السّلام را در زندان حبس كردهاى ؟ ! گفتم : امشب او را رها مىكنم و به او
هامش
( 1 ) . همان ، ص 303 .