4 - نظريهء چهارم نظريهء برخى از عرفا است كه معتقد به وحدت وجود و موجوداند
و در دار وجود جز براى خداوند ، وجودى قائل نيستند همانها كه مىگويند :
« العالم ما له وجود حقيقي » و يا مىگويند :
هرچيز كه غير حق بيايد نظرت * نقش دوّمين چشم احول باشد
منقول از مرحوم شيخ محمّد رضا قمشهاى اين است كه لازم اين قول نفى شرايع ملل و انزال كتب و بعث رسل است .
اين نظر در كلمات افرادى مانند محى الدين عربى فراوان ديده مىشود ، ناچار بايد به صورتى تأويل كرد و گفت كه مقصود آنان اين است كه وجود حقيقى منحصر به حقّ است و موجودات ديگر شؤون و تجليات حق مىباشد .
به طور مسلّم عرفاى شامخ كه عرفان و فلسفه را به هم آميخته و از دو مكتب بهره بردهاند ، جز اين را نخواهند گفت مانند :
محقق را كه وحدت در شهود است * نخستين نظره بر نور وجود است
دلى كز معرفت نور و صفا ديد * به هرچيزى كه ديد اوّل خدا ديد