تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آگاهى و گواهى ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق ( فارسى ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
مقرون به تصديق است . تصديق و حكم هم عبارت است از فعل كه به معنى ايقاع نسبت يا قطع و بريدن نسبت است . اما اينكه مىگوييم تصديق فعل است و فعل هم ايقاع يا قطع و بريدن نسبت است بايد توجه داشته باشيم كه اصولا درك هر فعل غير از خود آن فعل است . در اينجا نيز درك اين فعل مخصوص مغاير با خود فعلى است كه عبارت از حكم مىباشد و به همين جهت كه در علم تصديقى درك و تصور اين فعل تحقق مىپذيرد ، علم تصديقى هم به تصور بازگشت مىكند . منتها تصور گاهى تصور حقايق خارج از ذهن است و گاهى تصور احكام و امور ذهنيه است و در اينجا كه گفتيم علم تصديقى به ملاحظهء درك فعلى به تصور بازگشت مىكند ، منظورمان از تصور ، تصور همين افعال و احكام نفسانيه است كه عبارت از تصديقاتند . و خلاصه اينكه تمام علوم ما چه تصديقى و چه تصورى باشند به تصورات بازگشت مىكنند ولى تصورات ما بر دوگونه است گاهى فقط حقائق و امور عينى را تصور مىكنيم و به اين تصور ، تصور ساده مىگوئيم و گاهى هم علاوه بر تصورات امور خارجى تصورات و احكام را كه از ابتكارات ذهن است و گفته شد كه ايقاع يا بريدن نسبت است درك و تصور مىكنيم و آن را تصديق مىگوئيم . پس در هر صورت بازگشت همهء علوم ما به تصورات است هر چند كه در برخى موارد اين تصورات ، تصورات احكام و تصديقاتى مىباشند كه از افعال نفس شمرده مىشوند . » از مطالبى كه تا اينجا گفته شد به خوبى معلوم گرديد كه تصديق قسمى از تصور مطلق بيش نيست و آن حكمى كه با خود همراه دارد فعلى از افعال نفس است و داخل در علم تصورى انفعالى نيست هرچند كه از قبيل علم فعلى ( اشراقى ) شمرده شود . زيرا افعالى كه از مبادى درك و شعور صدور مىيابند وجود حقيقى آنها عين ظهور و كشف و درك آنها
آگاهى و گواهى ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق ( فارسى ) — صفحة 48 | مهدى حائرى يزدى