علوم با معلومات و وجودهاى عينى موجب اين نيست كه حقيقة هم اين مطابقت واقعيت عينى داشته باشد . و دليل عدم توافق و مطابقت هميشگى اعتقادات با معتقدات عينى اين است كه ما در صناعات خمس مىبينيم كه همهء آنها در اينكه احيانا از نوعى تصديق و حكم برخوردارند يكسان مى - باشند در حالتى كه مطابقت و توافق با حقيقت امر در تمام اين صناعات شرط نيست « 14 » .
همآهنگى آراء فلاسفه
در اينجا بايد معلوم گردد كه مطالبى كه ما پيرامون تصور و تصديق از روى بررسى و تحقيق ارائه داديم از پشتيبانى و همآهنگى آراء فلاسفه نيز برخوردار است . از جمله كسانى كه با نظريهء ما توافق نظر دارند « شيخ الرئيس ابو على سينا » و برخى فلاسفهء ديگر همچون « شيخ شهاب الدين سهروردى » مىباشند .
« شيخ سهروردى » در يكى از كتابهاى خود كه « المطارحات » نام
هامش
( 14 ) اگر اعتقاد به مطابقت علوم با معلومات علت ثبوت و واقعيت عينى آن معلومات باشد محذورات زير بوجود مىآيد :
1 - در علم حصولى ارتسامى معلوم به نوعى علت ثبوت علم و علت اعتقاد به مطابقت علم با معلوم است و اگر علت ثبوت و واقعيت عينى معلوم عينا همان علم و اعتقاد به مطابقت علم با معلوم باشد دور باطل لازم مىآيد .
2 - علم ارتسامى حصولى انفعالى به علم فعلى حضورى تبديل يافته و ديگر مجالى براى تقسيم علم به تصور و تصديق باقى نخواهد ماند زيرا اگر علم علت وجود عينى معلوم باشد همچون عقل بسيط اجمالى كه خلاق علوم تفصيليه است اضافهء علم با معلوم بالذات و تفصيلى خود از نوع اضافهء اشراقيه خواهد بود و اين خود يكى از اقسام سهگانهء علم حضورى است كه از تقسيم تصور و تصديق بيرون و بيگانه مىباشد .
3 - اگر براستى اعتقاد به مطابقت علم با معلوم علت ثبوت معلوم و مطابقت آن با علم گردد تمام قياسات جدليه و تخليليه و مغالطه و خطابه كه احيانا مورد اعتقاد بعضى از نفوس جاهلين و قاصرين واقع مىگردد قياسات برهانيه خواهد بود و تمام قضايائى كه در اين قياسات به كار برده مىشود از قبيل قضاياى ضروريه « قياساتها معها » مىباشد زيرا همينقدر كه شخص قياسكننده در اين قضايا ، هر اندازه هم كه ظنى و تخيلى باشد ، اعتقاد بوجود معلوم خود داشته باشد اين قضايا طبيعة از صورت اصلى خود خارج شده و در عداد ضروريات منطقيه قرار خواهد گرفت .