عبادات اهل حقّ و اشباح نسك عارفين و سلوك ايشان سبيل حقّ را با قلب صافى و نيّت خالص و مودّت پنهانى گرديده است .
و صنف شقى ، نفوسىاند كه در عالم طبيعت فرو رفتهاند و به زير انداختهاند سرهاى خود را به جهت به روى افتادن ايشان بر شهوات و لذّات حسّيّه و تقلّبات حيوانيّه . و اين گروه نعمتهاى خدا را كفران نمودهاند ، و قواى شهويّه و غضبيّه را در غير ما خلقت لأجله صرف كردهاند و گمراه و زيانكار شدهاند . و با اين شقاوت فاحشه ، از عشق و شوقى به طلب خير اقصى و حقّ اعلى كه به حسب طبيعت و غريزت بر آن مفطور شدهاند خالى نيستند ، و اگر چه به سبب اكتساب سيّئات و اقتراف خطيئات از فطرتى كه فطر اللّه النّاس عليها است بيرون رفتهاند ، و از احاديث نبويّه است عليه و آله السلام كه : « كلّ مولود يولد على الفطرة فأبواه يهوّدانه و ينصّرانه و يمجّسانه » « 1 » تتميم : تدبّر در امور موجوده ، چه مبدعات و چه كاينات و چه عاليات و چه سافلات ، اقتضا مىكند كه براى هر موجودى كمالى مخصوص و عشقى عقلى يا طبيعى يا حيوانى به آن كمال بوده باشد ، و در صورتى كه از آن كمال مفارق باشد به شوقى طبيعى يا ارادى آن را طلب نمايد . و آن رحمتى است از حقّ اوّل كه بر سبيل عنايت به همه عطا فرموده است .
وَ لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيها فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ
( بقره ، 148 ) . پس كاينات فاسدات و سابقات باديات در اغتراف از اين بحر بىپايان و استضاءه از اين نور درخشان يكسانند . و نعم ما قيلت : « صلّت السّماء بدورانها و الأرض برججانها و الماء بسيلانه و المطر بهطلانه و قد تصلّى له و لا تشعر ، و لذكر اللّه أكبر » « 2 » .
فذلك من عميم اللطف شكر * و هذا من رحيق الشّوق سكر
« 3 »
هامش
( 1 ) . عباس قمى ، سفينة البحار ، ج 23 ، ص 375 .
( 2 ) . فارابى ، الفصوص ، ص 90 .
( 3 ) . آسمان با چرخش خود و زمين با لرزش خود و آب با روش خود و باران با ريزش خود به نماز ايستادهاند و گاه به نمازند و خود نمىدانند ، و هرآينه ياد خدا از هر يادى بزرگتر است .يكى از فراوانى مهر به سپاس است * و ديگرى از جام شيفتگى سرخوش است .