تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى ) — صفحة 561

مساهمون:

ص٥٦١
از هم جدا نمىتوانند شد . و خلاص از ظلمات [ 511 ] سه نوع اوّل به نور هدايت مستفاد از شرع و عقل حاصل مىتواند شد . و اوّل قوّه‌اى كه در نفس آدمى حادث مىگردد بهيمى است ، و به اين سبب در كودكى شهوت و شره بر او غالب مىباشد . و بعد از آن سبعى است كه موجب غلبهء معادات و مناقشه مىگردد ، و بعد از آن خلق شيطانى است كه مكر و حيله خدعه غالب مىگردد . و اوّلا قوّهء شهويّه و غضبيّه او را مىكشانند كه كياست را در طلب دنيا و قضاء شهوت و غضب صرف نمايد ، پس صفات كبر و عجب و افتخار و طلب علوّ در او ظاهر مىشود ، و بعد از آن عقل در او خلق مىشود و نور ايمان به عقل ظاهر مىگردد ، و جند عقل در نزد چهل سالگى كامل مىشود ، و اصلش در اوّل بلوغ ظاهر مىشود . و امّا جنود شيطان كه سه نوع اوّل بوده باشد پيش از بلوغ به سوى قلب سبقت مىگيرند و بر آن مستولى مىشوند و به نفس الفت مىگيرند ، و نفس در شهوات آنها را متابعت مىكند . تا آنكه نور عقل وارد مىشود و قتال و تطارد در معركهء قلب برپا مىشود . پس اگر عقل ضعيف باشد شيطان و لشكريانش بر قلب مستولى مىشوند ، و قلب مقرّ آنها مىگردد ، و انسان يا ابليس و جنودش يار مىشود . و اگر عقل به نور علم و ايمان قوى باشد تمامى قوى او را مسخّر مىشوند و در سلك ملائكه محشور مىشوند .
وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ
. « 1 » ( لقمان ، 34 )

فصل چهارم در بيان كيفيت ارتقاء مدركات از منازل ادنى به منزل اعلى

بدان كه براى هر معنى معقولى ماهيّت كلّيّه‌اى هست كه منافى اشتراك و عموم نيست . مانند انسان مثلا ، كه ماهيّت انسانيّه از آن حيثيّت كه طبيعيّه است تصوّرش از وقوع اشتراك در ميان كثيرين ممتنع نيست ، و من حيث هي هي نه اقتضاى توحيد مىكند و نه اقتضاى تكثير و نه معقوليّت و نه محسوسيّت و نه كلّيّت و نه شخصيّت . پس چون اين طبيعت در مادّهء خارجيّه حاصل گردد ، مقارن آن مىشود چيزى از كم و
هامش
( 1 ) . صدر الدين شيرازى ، الأسفار ، ج 9 ، ص 93 .
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى ) — صفحة 561 | احمد بن محمد حسينى اردكانى