تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى ) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥

خاتمه در شرح بعضى ملكات و افعال و انفعالات [ 505 ] نفس انسانيّه و منازل انسان و مقامات آن و آنكه بعضى از قوى در وجود ارفع‌اند و قبول تجزّى كمتر مىكنند بر طبق آنچه در اسفار مذكور است

و در آن چهار فصل است

فصل اول در تعداد خواصّ انسانيّه

بدان كه از عظيم حكمتهاى خدا در خلق انسان احداث موضوعات لغويّه است . و داعى بر آن اين است كه چون انسان در معيشت دنيا محتاج است به مشاركت و معاونت بنى نوع خودش ، زيرا كه اگر انسان از افراد نوعى جدا افتد و بايد به امور موجودهء در طبيعت معيشت گذراند ، يا به زودى هلاك مىگردد و يا معيشت بر او صعب مىگذرد ، زيرا كه در معيشت محتاج است به امورى كه به حسب طبيعت موجود نيست ، مانند غذاء معمول و ملبوس مصنوع كه حصولش به اعمال اراديّه است . و به اين جهت محتاج است به تعلّم صناعات ، علاوه بر آنكه شخص واحد را قيام به مجموع صناعات ممكن نيست ، بلكه بايد كه مشاركت در ميان جمعى باشد كه يكى براى ديگر نان بپزد و آن ديگر براى او جامه ببافد پس به اين اسباب و ساير معاملات ، محتاج مىشوند كه هر يك ما فى الضّمير خود را به ديگرى بفهماند ، و بايد كه آن به علامتى وضعى باشد . و بهتر چيزى كه صلاحيت اين امر را دارد صوت است ، [ زيرا كه منشعب به حروف مىتواند شد و از حروف تركيبات بسيار حاصل مىشود بدون مئونتى كه محلق به بدن گردد ، ] زيرا كه صوت از توابع نفس است كه در ترويح حرارت قلب مضطر اليه بيشتر حيوانات است . و ايضا هيئات صورتيّهء آن ثابت و دائم نمىماند ، و شخص ايمن است از آنكه كسى كه نبايد بر آن مطّلع شود مطّلع گردد ، و بعد از صوت در صلاحيت امر اعلام اشاره است ، و اشاره در دلالت اخصّ از صوت است ، زيرا كه ارشاد آن تا به جايى ممكن