ديگر در جزيرهء بحر خزر قطعه زمينى باشد و در آن هجوم باران سهمگين باشد كه تمام روى زمين پوشيده دارند و بر يكديگر چسبيدهاند و در همان زمين دهيست از طيور كه بر آن افاعى آشيان مىبندد و همانجا بيضه مينهد آنقدر قوت نيست در آن باران نشيب كه بر بيضهء طايران بالا آسيب رسانند هركه بيضه آنمرغان بردارد دست مار بر آن كوتاه شود .
ايضا در ولايت سركجه قطعه زمينيست تباه كه در آنجا هرگز گياه نميرويد در ايام بهار كه از نسيم اشجار بارور مىشود مردم ماده گاو در آنزمين درآورند گاوان از جوش مستى اندام خود بر آنزمين بمالند و از جوش شهوت مراغه نمايند و در آنحال آبستن شود بقدرت ايزد متعال همه گوسالهء ماده زايند و فحل در آنديار نباشد .
ديگر در حوالى كوه كرمان پشتهايست بنام بانان كه خاكش را ساكنان آنجا عوض صابون به كار مىبرند و پارچه را بدان شويند .
ايضا در مواضعى از مضافات طراز معمورهء اقليم ششم موضعيست كه مردم آنجا بحسن صورت و زيبائى اندام آراسته و شهرهء آفاقاند و در دلبرى و دلدارى طاقند در برزنهاى آنجا حفرهايست كه قدرى آب در آن مينمايند اگر لشگرها از آن آب بخورند وفا نمايد .
در عجايب المخلوقات
آمده كه در جزيره القصر كوهيست و بر سر آنكوه سنگيست سفيد پرشكوه كه از دور بسان قصر نمايان شود از ديدنش خواب بر ديدهها مستولى شود هركه بالايش برآيد خواب بر او غلبه نمايد اگر كسى نادانسته بخسبد تا روز قيامت از خواب بيدار نشود هركه بالاى آنسنگ رود تا چند روز مفاصلش سستى نمايد .