تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧

در عجايب الدنيا است

كه در ولايت سيستان بموضع اوك‌نيك زنى بود مشغول ريشتن دوك شوهر كرد و چندى با او بسر برد دو فرزند گرامى بهم رساند و قدرى از مال دنيا هم بهره‌ور گرديد در دلش قصد خانهء كعبه تصميم يافت و در ايامى كه حاجيان روانه ميشدند باتفاق آنها بدانصواب شتافت چون بكعبه رسيد صورت آنزن بمرد مبدل شد و از جاى آلت اناثيت آلت ذكوريت سر زد و تقاضاى شهوت و نعوذ به او غلبه شد تا وارد وطن خود شد و زنى را به عقد نكاح درآورد و دو فرزند از آنزن بوجود آمد هر چهار پسر را پرورش ميكرد از اين ماجرا آن زن اعجوبهء خاص و عام شد .

در تاريخ محمود شاه خنجى مسطور است

كه در موضعى از ولايت گجرات زنى در حبالهء مردى بود و آنمرد را چهار فرزند از آنزن بوجود آمد بعد از مدتى مديد وجع شديدى در اندام نهانى آنزن بهمرسيد چنانچه از شدت درد دمبدم بيهوش ميشد دو روز در اين درد و الم گذرانيد و روز سوم از محل مخصوصش آلت رجوليت سر زد چون اين صورت نمودار شد به حكم ضرورت مقدمه را به شوهرش پنهان نمود و در تنهائى بياسود و چون روزى چند بر اين بگذشت رگ شهوت آنزن مردنما در حركت آمده عورتى را برسم و آئين خود بنكاح درآورد و با آن جميله در خلوت نشسته چهار فرزند از آن منكوحه بوجود آمد و هر چهار را پرورش مينمود چون اين خبر بدربار پادشاهى رسيد فرمان باحضار او صادر شد با هشت فرزند بدربارگاه حاضر شد و حاضران از شنيدن ماجراى او در شگفت افتادند .
نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى ) — صفحة 157 | احمد اديب پيشاورى