تصوير هفتم غرايب نباتات در قد كشيدن بدايع سبزه و گياه از آبيارى ابر خامه در اشارات شيخ اذرى مسطور است
در بدخشان گياهى است خوشرنگ كه آن را فتيله سنگ خوانند و درويشان آن را تبرك ميدانند آن گياه را بسان نخ تافته تاجها از آن ميسازند وقتى كه آن تاج چركين شود آن را در آتش اندازند چركش تمام در آتش بسوزد و رنگش از سر نو بيفروزد يكتار از آن سوخته نشود قدرى از آن را فتيله سازند و در چراغ نهند چون روغن تمام شود همان فتيله خودبخود روشنى دهد كه اهل خانه بفراغت باشند .
ايضا مرقومست در عجايب الدنيا كه به طرفى از اطراف زمينى است نمناك در عوض خاشاك از آنجا گنجشك ميرويد .
ايضا در تبت گليست كوچك و خوشرنگ و خوشبو هركس آن گل را بو نمايد دوچار دردسر شود هركه آن را تناول نمايد رخش مانند گل رنگين شود و بر چوب آن گل خاريست كه در هرجا بخلد زخمش به نشود و عجب آنكه برگ آن را به همان زخم يا جراحت ديگر بگذارند التيام پذيرفته به شود .
ايضا گياهيست در طرف هندوستان عجيب كه بركندن آن ميسر نيست اگر كسى به جهت چيدن دست بسويش دراز نمايد گريخته از نظر غايب شود و اگر كسى خواهد برگ آن را بچيند به زمين هموار مىشود و چون از آن دست بردارند در زير بوته خود جهد از اينجهت آن گياه نام پركار گريزپا يافته است .