اگر از آهن بود قوت باشد و چون از جوهر ديگر بود بر آن تعبير كنند
آينه دوست و خدمتكار بود .
اگر در آنجا نگرد و صورت خود را بيند او را پسرى شود و اگر عامل بود معزول گردد و بجاى او ديگرى همچو او بنشيند يا زن را طلاق دهد و زنش شوهرى ديگر كند .
و اگر كودك بيند او را برادرى آيد . شانه ياران موافق باشد و اگر بيند كه موى شانه كند به معونت ياران از انديشه كه دارد بيرون آيد .
و شانه كهنه اگر ضايع كند از غم نجات يابد . مروحه خدمتكار و آسايش رساننده و راى و عزم درست باشد .
مقراض دو مرد باشند در شهري يا ولايتى همچو قاضى و رئيس كه قطع و فصل خصومات كنند و فرزند و يار و برادر نيز باشد طبق خدمتكار باشد كه كار هاى مردم سازد .
و كاسها خدمتكاران با خير و بركت . سكره و طاس و جام دوست بود سبو و كوزه و دبه زنان باشند و خدمتكار غربال و مانند آن خدمتكار مميز بود تبر فرزند باشد و خدمتكار قوى . بيل و كلند همچنين
اگر بدين هر دو كارى كند آن كار كه در آن باشد تمام شود . كليدان مزدور باشند .
كليد پادشاه و مال و جاه اگر بدان درى بگشايد كارى بزرگ بر دست او گشاده شود و قوتى تمام يابد خصوصا چون آهن بود و مال نيز باشد
خوان معشيت بود .
اگر بر آن نان خورد و يا چيزى خوردنى دران بيند عمر دراز بود و شهر نيز باشد اگر جمعى بر آن با او باشند .
مسمار پادشاهى باشد يا حكيمى كه مردم به قوت او به مقصود رسند ميخ كارى باشد محكم در دين و پادشاه و مانند آن .
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 264
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٢٦٤