مهترى يابد و علم سفيد مرد غيور باشد و زرد بيمارى بود در لشگر و سبز سفرى باشد بخير و سلامت و در ميان قوم مشهور گردد و چتر پادشاهى مرتبه باشد .
طبل خبر دروغ بود اگر پادشاهى بخواب بيند كه طبل او بدريد يا گمشد يكى از منهيان او هلاك شوند دهل مرد نظر گرفته و لاف زن و آواز صنج دبدبه و اخبار مختلف و ناخوش بود .
و اگر آواز بوق شنود او را به حادثه خوانند و اگر خود بوق زند در حادثه افتد منجنيق بهتان و سخن فحش باشد مگر بيند كه سنك در حصن دشمنان حق مى اندازد . كمان زن باشد و فرزند و برادر و ولايت و تقرب جستن به حق تعالى جل جلاله اگر بيند كه كمان ميسازد يا كمانى يافت زن كند و اگر زنش آبستن بود پسر زايد .
و اگر بيند كه كمان ميكشد سفرى كند در حرمت و بزرگى و هر خللى كه در كمان بيند خللى باشد در اين معانى
تير رسول و پيغام و نامه باشد و نيزه سفر و زن و ولايت و فرزند بود سپر يار و برادر و قوت باشد سنان و ديگر اسلحهء كه به سنان ماند عمر دراز بود و برادر و ولايت و ظفر بر دشمن و منفعت باشد به اندازه قوت و قيمت سلاح و مقدار بيننده جعبه زن باشد و كنيزك و شهر نيز بود كمند مردى باشد كه در كارهاى قوى استعانت بوى جويند و شمشير پادشاه بود و زن و فرزند و ولايت .
اگر بيند حمايل كرده ولايتى يابد يا زنى خواهد يا فرزندى آيد .
اگر بيند كه حمايل بگسلد از ولايتى معزول شود يا فرزندى بميرد يا زن زا طلاق دهد .
زره حصنى باشد يا شهرى حصين و ولايت و دين و امانت و ديانت بود
خود آهن امن بود از آفات و زن بود .
هر كس خود را با سلاح تمامى بيند در ميان جماعتى كه سلاح ندارند مهتر و مقدم ايشان گردد لشگر در خواب باران باشد زين زن بود لگام دين و ديانت و
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 266
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٢٦٦