باشد و عالم را زيادتى علم و پادشاهرا زيادتى پادشاهى و بازرگان را زيادتى مال .
لعل همين تعبير را دارد زمرد و زبرجد مردى شجاع و مهذب و ديندار بود و مال حلال نيز باشد .
مرواريد منظوم قرآن و علم و فرزند بود اگر بيند كه مرواريد سوراخ مىكند دليل تفسير قرآن كند بصواب .
و اگر بيند كه مىفروشد ثمره علم به مردم برسد مرواريد خرد زن و دختر و كنيزك باشد مرواريد منثور مال بسيار بود و خدم و ميراث .
اگر بيند كه به چوبى مرواريد سوراخ مىكند با نامحرم صحبت دارد .
مرجان مال بسيار بود و فيروزه فتح و نصرت و عمر دراز و فرزند بود عقيق عزت و نعمت . جزع همچنين
و بعضى گفتهاند كه جزع خصومت باشد . شبه مال بود از وجه شبهه و دوستى نه درست و زن آبستن را فرزند بود . آهن مال و قوت باشد برنج مال ترسايان بود روى مال جهودان ارزيز مال گبران و عوام خلق . اگر ارزيز ميگدازد خصومتى افتد .
آبگينه انديشه سهل بود سرمه مال بود و زيادتى بصيرت در صلاح سرمهدان زن باشد ميل سرمه فرزند .
سيماب اگر بيند كه سيماب در دست دارد و عده خلاف كند نفط زن زيانكار بود و مال حرام باشد قير نكاهبان باشد از آفتها نمك درم باشد مرصع مال تاج مرصع ملك و پادشاهى بود و بزرگى به اندازه و مرد را زنى توانگر و زنرا شوهر صاحب جمال و فرزند نيز باشد .
گوشواره تجارت و مالى بود كه از آن حاصل شود و چون در گوش خود بيند اگر مرصع باشد به مرواريد دين و علم و قرآن و نام نيك او زياده شود .
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 261
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٢٦١