باب سيم
در امراض و اسباب و اعراض
مرض : عبارتست از هياتى غير طبيعى كه در بدن واجب شود از آن هيات آفتى در فعل و جو با اوليا و آفت فعل سه چيز است :
يكى تجاوز از آنچه او اقتضا كند همچو تخيل صور و اشكال مختلفه مهيبه كه بواسطه تغيير مزاج دماغ بود .
دويم نقصان او همچو ضعف بصر .
سيم بطلان او همچو عمى و سبب عبارتست از هياتيكه موجب آفت شود در فعل بتوسط همچو اغذيه و ادويه حاره كه موجب سخونت اخلاط شود و عرض عبارت است از هياتيكه تابع مرض بود در لحوق همچو التهاب راس بوقت حدوث حمى و گاه باشد كه عرض سبب مرض ديگر شود همچو وجع شديد كه عرضست به نسبت با قولنج و سبب شود از آن حدوث غشى و عرض نيز سبب مرض ديگر شود همچو صداع كه مرضى است از آن حمى كه حادث شود از ذات الجنب
و امراض در اصل مفردند يا مركب و مرض مفرد سه قسم است : سوء مزاج و امراض تركيب و تفرق اتصال و سوء مزاج چنان كه معلوم شد شانزده قسمست و امراض تركيب كه آن را امراض اعضاى اليه گويند چهار قسمست اول امراض خلقت كه آن باز چهار قسم است :
اول آنكه مخصوص است به شكل
دويم آنكه مخصوص است بمجارى .
سيم آنكه مخصوص است باوعيه .
چهارم مخصوص است بصفايح
دويم امراض وضع و اين پنج قسم است :
اول انخلاع عضو از موضع خود دويم زوال عضو از موضع خود سيم حركت عضو در