ثبور او رام صغارند همچو اورام بثور كبارند و هر مرضيرا چهار زمان است زمان ابتداء كه آن زمان ظهور مرضست و زمان تزيد و آن زمان اشتداد اوست و زمان انتهاء و آن زمان وقوف مرضست بر يك حال و زمان انحطاط و آن زمان ظهور انتقاص اوست .
و اسباب مرض سه قسمند بادى و سابق و و اصل . سبب بادى آنست كه خلطى و مزاجى و تركيبى نباشد بلكه امرى بود از امور خارجه همچو هواء گرم يا از امور نفسانى همچو غصب و سبب سابق امور بدنيست كه ميان او و ميان مرض واسطه باشد همچو امتلا كه سبب حمى شود و سبب و اصل آنست كه ميان او و ميان مرض واسطه نباشد همچو عفونت كه حمى لازم اوست و اين اسباب يا اسباب سوء مزاجاند يا اسباب امراض تركيبى يا اسباب تفرق اتصال اما اسباب سوء مزاج حار پنجاند :
1 - حركت غير مفرط اما نفسانى همچو غضب يا بدنى همچو مبالغه در رياضت
2 - ملاقات مسخنات غير مفرط همچو هواء گرم نه بافراط . سيم ماده حار از ماكول و مشروب .
4 - تكاثف حادث در ظاهر بدن 5 - عفونت
اسباب سوء مزاج بارد ششاند : 1 - حركت مفرط 2 - سكون 3 - ملاقات مبردات 4 - مسخنات بافراط همچو هوا بغايت گرم چه آن به واسطه كثرت تحليل موجب برودت شود بالعرض 5 - ماده مبردهء از غذا بارد 6 - قلت غذا بافراط
و اسباب يبوست چهار است ؛
1 - ماده مجففه از اغذيه و ادويه 2 - ملاقات مجفف همچو هواء گرم 3 - نايافتن غذا كه موجب تحليل رطوبات است چهارم بسيار ماندن در حمام گرم كه باعث اخراج رطوباتست به عرق و اسباب رطوبت چهارند :
1 - ماده مرطبه از اغذيه و ادويه 2 - ملاقات مرطب همچو هواى معتدل و حمام معتدل سيم كثرت ماده متناوله چهارم اموريكه اقتضاء حقن رطوبات كنند همچو آب
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 121
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص١٢١