اول ايشان يمين الدوله محمود بن سبكتكين ، پادشاهى عالم و عادل بود مدتى بر خراسان و سيستان استيلا داشت بعد از آن عزيمت جرجان و عراق كرد ، و آن ولايات را از اولاد فخر الدوله ديلمى مستخلص گردانيد ، و از دار الخلافه سلطان لقب يافت و بجانب هندوستان رفت و بسيارى از بلاد و قلاع ايشان بگشود ، و بتخانها خرابكرد چون باز گرديد سليمان بن سلجوق را بنابر خوفى كه ازو داشت از ماوراء النهر بخواند ، و بقلعه كالنجار فرستاد چون با او مكر كرد مبارك نبود بعد از اندك زمان وفات يافت ، و اولاد سلجوق بدان سبب بر فرزندان محمود بيرون آمدند و بر ملك او مستولى شدند ، و مدت ملك او سى و سه سال بود
دويم پسر او مسعود بن محمود وصيت كرده بود كه عراق و خراسان مسعود را باشد و ملك هند و غزنه محمّد را ، مسعود از محمّد التماس كرد تا او را در خطبه شريك گرداند ، محمّد اجابت نكرد مسعود آهنگ غزنه كرد و بر محمّد غالب شد و تمامت ممالك پدر را در تصرف آورد ، و در ايّام او آل سلجوق از جيحون بگذشتند و در ابيورد و مهنه منزل كردند ، مسعود مثالى بتهديد و وعيد بديشان فرستاد كه باز گرديد ، ايشان جوابدادند كه آنچه خدا خواهد واقع شود
مسعود لشگر كشيد و بمهنه آمد ، شيخ أبو سعيد ابو الخير « ره » خلق را فرمود در قلعه رويد كه ملك ازو منتقل خواهد شدن ، او چند روز بدر قلعه مهنه فرود آمد چون فتح آن ميسر نشد بمرو رفت آل سلجوق به دو رسيدند و مصاف دادند كه او را بشكستند و از ايشان منهزم شد و روى بغزنه نهاد ، و برادرش محمّد در ايام اشتغال بجنگ او خلاص و استقلال يافته بود ، چون مسعود برسيد او را بگرفت و بقلعه فرستاد ، و پسرش احمد بن محمّد بقلعه رفت و او را هلاك كرد ، و مدت ملك او سيزده سال بود .
سيم محمّد بن محمود بعد از مسعود پادشاه شد ، چون يكسال از سلطنت او بگذشت مودود بن مسعود آهنگ او كرد و غالب آمد و بقصاص پدر او را با تمامت فرزندان او بقتل آورد
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 242
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٢٤٢