نويسند و بازر عبارتست از كميتى كه ذكر آن بحقيقت مطلوب باشد و در جانب يسار ورق نويسند و مقام تقرير حشو در ورق چهار دانگ ورق باشد از يمين تقريبا و اگر تقرير حشو اندك باشد چنان كه به چهار دانگ ورق نرسد بايد كه چنان آغاز كنند كه البته تحرير از ميان ورق اندكى بگذرد .
و مقام بارز دو دانگ ورق باشد از يسار و اگر بارز بعضى از حشو نباشد آن را حشو مطلق خوانند و اگر باشد حشو بارز ، و در حشو بارز ناچار چيزى را از مبلغ حشو بسببى از اسباب كم كنند تا آنچه بماند بارز آيد و مقدارى كه با كم آيد آن را موضوع خوانند و بايد كه رقم لفظ منها با رقم لفظ بعد با آن مقدار مكتوبشود . و حينئذ اگر رقم لفظ منها مكتوب شود بعد از تقرير نقصان هم در مواضع حشو ( بقى بعده ) بر اين شكل ما ؟ ؟ ؟ بنويسند بعد از آن به مقدار عرض تقرير حشو بر اينمثال التمعا صار خمسة الف وضع منها الف
و اگر بجاى منها رقم بعد مكتوبشود جايز بود و در حشو و بارز بايد كه رقم عين بنهند و بحقيقت آنحرف چنانست كه در مبلغ آمده باشد و در غير مبلغ نيز در آيد و علامه آن عين كوچك باشد بر اين شكل ء و اين شكل گاه باشد به مبلغ حشو مقارن باشد بر اينمنوال : التمعا على عهدة فلان خمسة الف ع
و گاه مقارن آخر سطر اول باشد بر اينمنوال التمغاع و هر وقت كه خواهند كه مبلغ حشو را تفصيلى دهند اگر اندك باشد همچنان در زير مبلغ حشو يا در جنب آن تفصيل دهند و اگر بسيار باشد خالى از آن نباشد كه بارز را تفصيل بسيار باشد يا نه اگر نباشد تفصيل حشو در ميان ورق بنويسند زير بارز و علامت تفصيل حشو اين شكل باشد : حشو
در ميان ورق بكشند تا دال باشد بر آنكه اين تفصيل حشو است نه تفصيل بارز و اگر چنان كه بارز را تفصيل بسيار باشد همچنان تفصيل حشو را در مقام حشو كه يمين ورق است تا قريب به چهار دانگ بنهند .
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 318
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٣١٨