تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
و گاه باشد كه بعينها را نيز تفصيلى باشد و آن در زير آن نويسند و گاه باشد كه رقم منها و من ذلك به حرف و دفعه كشند و همان نويسند و اشعاب منها و من ذلك و نردبان پايه و نقصان و تفصيل مدهاى زير به نسبت با بالا در حرف و دفعه بيايد حرف بجاى منها و دفعه بجاى من ذلك يا به عكس . و حرف در لغت طرف چيزى را گويند و دفعه يك بار و باصطلاح اينطايفه هر يكى عبارتست از بعض مجموع سابق و غرض از وضع حرف و دفعه آنست كه گاه باشد كه ابتداء مد در كلمه افتد كه آخر حرف آن را نتوان كشيد همچو كلمه برات و مانند آن بايد . حرف و دفعه بكشند و هر كدام را كه خواهند مقدم دارند بر اين صورت : الاخراجات المطلقه علي صاحب فلان في حكم التواريخ المختلفة تحرير الامر الا على دام نفاذه في تاريخ كذا كذا دينار حرفت دفعه ما عرض بمقام فلان في ما عرض بحضور فلان تاريخ تاريخ كذا كذا دينار كذا كذا دينار المرسومات حرفت باسم المذكورين كذا دينار براة في غره رمضان سنه كذا كذا دينار حرف في الخامس و العشرين كذا دينار و بر اين قياس چندانكه باشد مينويسند گاه به حرف گاه به دفعه

فصل پنجم [ حشو و بارز ]

در حشو و بارز . حشو در لغة بمعنى آكندنست و بارز بمعنى خارج و باصطلاح اهل اينصناعت حشو عبارتست از كميتى و حكايتى كه ذكر آن بحقيقت محاسب را مطلوب نباشد اما بايد كه فى الجمله آن را بمطلوب تعلقى باشد و در جانب يمين ورق