كَذا و كَما هكَذا همچنين * بود كَيتَ زيتَ چنين برشمر
ايا و هَيا اىّ و يا همچنان * چه يا ايُّها اى بود اى پسر
( مربوط به صفحهء « 45 » بحر التقارب )
چارده چيز ز اجزاى ذبايح ميدان * كه حرام است مپندار كه او هست حلال
( مربوط به صفحهء « 63 » در بيان محرّمات گوسفند )
( در اسماء و ليالى شهر )
براى هر سه شب از ماه نام مخصوصى است * باصطلاح عَرَب بشنو اى مه آفاق
غُرَرنْفَل تُسَّع آنگه عُشَر دگر بيض است * دُرَع ظُلَم چه حَنادِس دَآدِى است مُحاق
( توافق عدد جامع با سور قران )
بشكست ز اعجاز نَبِىّ مُرسَل * آيات نُبى قاعِدهء لات و هُبَل
سوره صد و چارده است قران را زانك * جامع صد و چارده است از روى جُمَل