فَقاهَه دانش و كافِى بسند و طَبع منش * ذَليل خوار و عَزيز ارجمند و قَصد آهنگ
مَسافَت است ره و مِيل هست مَدِّ بَصَر * سه ميل فَرسَخ باشد به فارسى فرسنگ
( مربوط به صفحهء « 17 » بحر المُجتّث المُثَّمن المَقصور )
قَعيدَه حَليلَه ظَعينه رَبَض * زن و بَعل شوهر دَنِيَّه كلاه
سراج است و مِصباح نام چراغ * جِدار است ديوار و نَظرَه نگاه
چه مَملوك عَبد است و مَولى غلام * وَصيفَه امَة جارِيَه هست داه
وَضيء روى روشن گشاده طَليق * قَسيم و صَبيح انكه ماند به ماه
( مربوط به صفحهء « 21 » بحر التقارب )
كَ و ايّاكَ دان ترا و انَّكَ تو * هُوَا و وهِىَ زن و وَه وا
بِ به و ثُمَّ پس مَعَ با دان * لَن و لَيسَ نه و الَىَّ بيا
مُذ و مُنذ اوَّلِ زمان باشد * ايَهاً و ايهِ دور شو بفزا
قُل بگو كُل بخور ذُق اين تو بچش * قُم بپاخيز و سَل بپرس آن را
لُك بخاى عُل عيالدارى كن * كِل به پيماى و نُل بده تو عَطا
( مربوط به صفحهء « 22 » بحر الخفيف )