اشَجّ شكسته سر و لِحيَه ريش و اقرَع كَل * اشَلّ و اقطَع بيدست دان و اعَرج لنگ
قَتيِل كشته و عَظم استخوان ضَبْع كفتار * چو فَهد و دُّب و نَمِر يوز دان و خرس و پلنگ
غُراب زاغ و هَزار است عَندليب و كُعَيت * ولى حَمامَه و كُركِّى كبوتر است و كُلنگ
قَصَب نى آمد و طَرفا گز و يَراعَه غَرو * چنان كه ثُعبان و تِمساح اژدها و نهنگ
چو طابَه طَيّب و يَثرِب مَدينَه امّ قُرى * چو بَكَّه مَكَّه شناس و صَفا و مَروَه دو سنگ
جَديد و حَظّ و قَشيب و بَديع تازه و نو * شَريجَه همچو حَنّيِهَ كمان مُقاتَلَه جنگ
قَسامَه پنجَهء سوگند دان هنَيدَه چهل * ابل چه اشتر مِغناطِيس است نوعى سنگ
خَليل دوست بود خِلَّه دوستى ميدان * چو خُلق خَصلَت نيكست و خال دان فرهنگ
فِراش دان تو بِساط و فَراش پروانه * چو فَرش نيز بساط آمده است اى فرهنگ
نصاب الصبيان ( فارسى ) — صفحة 18
مساهمون: محمد جواد مشكور
ص١٨