فول باشد باقلا و ذُرَّة ارزن سُلت جو * پس عَدَس دان دانچه مَجّ ماش و چون يَحمْوُم دود
راز يانَج باديان سُكّ بوى خوش اذخِر فريز * نَثر « 1 » و شَتّى را پراكنده شمر مَجموُع كود
تاجِر آنسالار بازرگان و فاجِر نابكار * صاعِد آن مردى كه بالا ميرود هابِط فرود
* * *
فى بحر المجتثّ المثمّن المقصور
چو دل بپردهء عُشّاق بركشد آهنگ * ببحر مُجتَث خواند غَزَل بنغمهء چنگ
مَفاعِلْن فَعَلاتْن مَفاعِلْن فَعَلات * بگوى گر بودت عقل و دانش و فرهنگ
سعال سرفه و سُرعَت شتاب و لَبث درنگ * قَصير كوته و واسِع فراخ و ضَيّق تنگ
هِلال ماه نو است و قَمر مه و قَمراء * شُعاع او زَهَر و صِبغ چه شكوفه و رنگ
هامش
( 1 ) ن - ل : نشر