يَتيم بىپدر است و لَطيم بى ابوَين * سَويق پِست بود الْيَه دنبهء قوچان
* * *
فى بحر الرّمل
اى ز باريكى ميانت همچو مويى در كمر * غنچه از رشك دهانت مىخورد خون جگر
فاعِلاتٌ فاعِلاتٌ فاعِلاتٌ فاعِلات * خيز از بحر رمل اين قطعه را برخوان ز بر
جِيد گردن صَدر سينه رُكْبهَ زانو رَأس سر * ثَوْب جامه رِزْق روزى زاد توشه باب در
عَرْش سَقف « 1 » و بَيْت خانه كُحلْ سرمه رَمْل ريگ * حُسنْ خوبى قُبْح زشتى جافّ خشك و رَطْب تر
ذِئْب و سِرْحان سِيْد گرگ و سِمْع بچش فارَه موش * حَيّهَ مار و حُوْت ماهى طَيْر مرغ و رِيش پر
عَينْ چشم و انْف بينى حاجِب ابرو شَعرْ موى * نِقْى مغز و شَحْم پيه و اذْن گوش اطروش كر
هامش
( 1 ) ن - ل : عرش چفته