مىنمايد
ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ
« 1 » .
دهم : از فرمودهء مجموع آيه بداند كه پادشاهى و جهاندارى با مرتبه نبوت جمع مىشود و دنيادارى با آخرتدارى منافات ندارد و بداند كه سلاطين و ارباب حكم و فرمان را هيچ عذر و بهانهاى نمىباشد كه بگويند كه ما به سبب اشتغال به تدبير ممكلت و دنيادارى از منافع دينى و فوايد سلوك راه حق و راه آخرت محروم ماندهايم و همچنين ساير طبقات هفتگانه ديگر كه در زمين خليفه مىباشند چونكه دانسته شد كه اصل سلوك راه حق و راه آخرت در مرتبه خلافت از خداوند و اظهار عدل او مىباشد و اعظم انواع خلافت نوع سلاطين مىباشد . زياده آنكه تكسب به جميع انواع طاعات و عبادات بدنيه ، ماليه و اخلاق حميده انسانيه نفسانيه در ضمن دنيادارى و اسباب و امتعهء دنيا ، خصوصا در سلطنت و پادشاهى كه اسباب و امتعه دنيويه در آن فراوان مىباشد ؛ بهتر و بيشتر مىشود چنان كه در اين تمهيد بيان آن نموده مىشود .
هامش
( 1 ) . زمر : 18