تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢
آنان درهاى محلّ كسب خود را بستند و از تجارت دست باز داشتند ؛ ( 1 ) سپس پيامبر خدا « ص » فرداى آن روز به آنجا رفت و فرمود : « مردم ( معامله گران ) كجايند ؟ » ، گفتند : آنچه ديروز گفتيد شنيدند و از تجارت دست كشيدند . فرمود : « من امروز نيز همان را مىگويم ، مگر اينكه كسى حق خود را بگيرد ( نه بيشتر ) ، و حق ديگران را بدهد ( نه كمتر ) . » 35 النّبيّ « ص » : يا معشر التّجار ! ارفعوا رؤوسكم ، فقد وضح لكم الطَّريق ؛ تبعثون يوم القيامة فجّارا ، إلَّا من صدق حديثه . « 1 » ( 2 ) پيامبر « ص » : اى صنف تاجر و كاسب سرهاى خود را بالا نگاه داريد ( و خوب بشنويد و توجّه كنيد ) ، زيرا كه راه براى شما روشن شده است ؛ شما در روز قيامت بعنوان « فاجران » ( گناهكاران بدكار ) به صحراى محشر وارد مىشويد ، مگر كسانى كه ( در خريد و فروش و توصيف اجناس و قيمت آنها ) راست گفته باشند . ، اولياى اسلام ، به بازرگانان و معامله گران و واردكنندگان كالا و اهل بازار و فروشندگان ، به نظر شبهه و ستمگرى نسبت به مردم نگاه مىكردند ، مگر پرهيزگاران راستگو و قانع را كه استثنا كرده‌اند ، و شمارهء آنان اندك است . تنها تاجر و كاسبى را مىتوان در نرخگذارى آزاد گذاشت كه پرهيزگار و راستگو باشد ، حق را بگيرد و حق را بدهد ، و به سودى اندك و منصفانه قناعت كند ، و از كسب خويش به قوت روز يا چيزى نزديك به آن قانع باشد ، نه آنان كه - به نصّ احاديث - بدكار و غشزن و دروغگويند ، و حريص بر مال اندوزى ، و بىانصاف در نرخگذارى ، و سوزانندگان مردم در آتش تورّم و احتكار و گرانى ! آيا اين گونه تاجران و كاسبان بايد در نرخگذارى آزاد باشند ؟
هامش
« 1 » . « من لا يحضره الفقيه » 3 / 121 .
الحياة ( فارسي ) — صفحة 572 | محمد رضا حكيمي / محمد حكيمي / علي حكيمي / احمد آرام