تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
بهره مندند ، اگر از راه برقرارى توازن از آنچه مىكنند ممنوع نشوند ، در برابر حق و عدالت سر فرود نخواهند آورد ، و در نتيجه تقسيم عادلانهء كار نيز صورت پذير نخواهد شد . 4 - متكاثران و صاحبان ثروت ، علاوه بر اينكه نيازى به كار كردن ندارند ، از جهت ديگرى نيز به مردم آسيب مىرسانند . آنان با ثروت مفرط و امكانات اقتصاديى كه در اختيار دارند ، مردمان را وامىدارند تا براى ايشان كار كنند ؛ و در اين صورت ، مزد و مقدار كار كارگران را خود تعيين مىكنند ، و از مقدار حقيقى مزد ايشان مىكاهند و در مقابل كارهاى سنگين و شاق ، مزدى اندك به آنان مىپردازند ، و از اين راه ستمگرى را در جامعه رايج مىسازند و به بهره كشى از توده ها ادامه مىدهند ؛ با اينكه قرآن كريم مىفرمايد : « * ( وَلا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ ) * » ، « 1 » كه در تفسير آن چنين گفته‌اند : « يعنى از حقوق مردم چيزى نكاهيد و جلو آن را مگيريد ! » . « 2 » و اين گفتار قرآنى كجا ، و وضع حاكم ميان صاحبان كارخانه ها و كارگران كجا ؟ ! 5 - آشكار است كه اگر كار به صورتى شايسته و مناسب ميان مردم تقسيم نشود ، موجب افراط و تفريط خواهد شد ، و در ميان اندامهاى جسد اجتماعى ناهماهنگى به وجود خواهد آمد . و نتيجهء چنين حالت غاصبانه و ستمگرانه اين است كه دو دسته از مردم فاسد شوند : ( 1 ) - دسته اى از فراغت و بيكارى و رفاه زدگى و بىنيازى از كار كردن و زحمتكشى ؛ ( 2 ) - و دسته اى از زيادى كار و تلاش و نياز به كار كردن دايم . آرى ، در چنين حالتى گروهى انگل به وجود مىآيد كه همهء بار سنگين زندگى پرتجمّل خويش را بر دوش ديگران نهاده است ، و گروههايى ستمكش ، و در زير يوغ بهره كشى و مكيده شدن خرد گشته .
هامش
« 1 » . « سورهء شعرا » ( 26 ) : 183 . « 2 » . « مجمع البيان » 7 / 202 .