تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧

نگاهى به سراسر فصل

در اين نگاه به سراسر فصل ، از مسائلى مهم و جهتبخش بحث خواهيم كرد : 1 - بر پيشوايان اجتماع و مديران ملَّت و مردان حاكميّت واجب است كه براى فراهم آوردن كار براى بيكاران تلاش كنند ، و كار و شغل در دسترس مردم قرار دهند ، بخصوص كه بيكارى سبب كمبوددارى و فقر است ( و فقر همسايهء ديوار به ديوار بىاعتقادى است ) ، « 1 » يا عاملى براى بىبند و بارى و سقوط اخلاقى . 2 - همچنين لازم است كه كار در ميان كسانى كه توانايى انجام دادن آن را دارند ، به صورت عادلانه تقسيم شود ؛ پس اين از عدالت اسلامى به دور است كه گروهى از مردم شب و روز گرفتار رنج كار باشند تا لقمهء نانى به دست آورند ، و گروهى ديگر با مختصر تلاشى ثروتى فراوان به دست آورند ، و حتى كسان بسيارى در جامعه باشند كه خود را محتاج هيچ تلاش و كوشش و حرفه اى ندانند . اين ظلم است . پس لازم است كه هر انسان كارى را كه از عهدهء او بر مىآيد و با ذوق و توان و استعداد او - از لحاظ جسمى و روحى - سازگار است در اختيار داشته باشد ، تا چنان شود كه حرفه و كار به او زيان نرساند بلكه براى او مفيد باشد . 3 - آشكار است كه تقسيم كار به صورت عادلانه ، ارتباطى محكم با برقرارى توازن و تعادل در اجتماع دارد ؛ پس اگر توازن در اجتماع حكمفرما نباشد ، چنين اجتماعى نمىتواند به توزيع عادلانهء همه چيز و از جمله كار و حرفه دسترس پيدا كند ؛ زيرا گروهى كه در جامعه به بهره كشى از ديگران مشغولند ، و از يك زندگى اشرافى و نازپرورده
هامش
« 1 » . فصل 32 ، از باب 11 ( جلد چهارم / 422 - 435 ) .