تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
قدمت الكوفة فافتح باب حانوتك و ابسط بساطك وضع ميزانك و تعرّض لرزق ربّك » . فلمّا أن قدم الكوفة فتح باب حانوته و بسط بساطه و وضع ميزانه ، قال : فتعجّب من حوله بأن ليس في بيته قليل و لا كثير من المتاع و لا عنده شيء . قال : فجاءه رجل فقال : اشتر لي ثوبا . قال : فاشترى له و أخذ ثمنه و صار الثّمن إليه ، ثم جاءه آخر فقال له : اشتر لي ثوبا . قال : فطلب له في السّوق ثمّ اشترى له ثوبا فأخذ ثمنه فصار في يده . . . فجعل يشتري و يبيع حتّى أثرى . . . « 1 » ( 1 ) امام صادق « ع » - ابو عمارهء طيّار مىگويد : به ابو عبد الله ( امام صادق ) « ع » گفتم : مالم از دست رفته و هر چه داشته‌ام نابود شده است و نانخور فراوانى دارم . فرمود : « چون به كوفه درآمدى ، در دكانت را باز كن ، و بساطت را بگستر ، و ترازويت را بر جاى خود بگذار و منتظر رسيدن رزق پروردگارت باش » . و او به كوفه وارد شد و در دكان خود باز كرد و بساط كاسبى چيد و ترازو بر جاى خود نهاد . . . كسانى كه در پيرامون او بودند ، چون ديدند كه هيچ متاعى ندارد و چيزى براى عرضه كردن در اختيار او نيست ، دچار شگفتى شدند . . . پس مردى به نزد او آمد و گفت : جامه اى براى من بخر ؛ آن را براى او خريد و پولش را گرفت و بدينسان پولى به دستش آمد . سپس مشترى ديگرى آمد و گفت : براى من جامه اى بخر ! در بازار به جستجوى جامه پرداخت و خريد و آورد و بهايش را گرفت . . . و همين گونه به خريد و فروش اشتغال يافت تا ثروتمند شد . . . ، شيخ بزرگوار ، شهيد اوّل ، در كتاب « الدّروس » مىگويد : « خود را در معرض طلب روزى قرار دادن مستحبّ است ، هر چند شخص
هامش
« 1 » . « كافى » 5 / 304 - 305 .