( مسلمانان اهل مدينه ) با هم گفتند ، ( 1 ) كه اين مرد كسى است كه خداى متعال شما را به دست او هدايت كرد ، و او از نژاد شما و اكنون همسايهء شما در اين شهر است ، پس مقدارى از اموال خود را براى او ( و پرداخت هزينه هاى او ) فراهم آوريد . چنين كردند و آن مال را نزد وى آوردند ؛ پيامبر آن را به آنان باز گرداند ، و اين آيه نازل شد : * ( « قُلْ : لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْه أَجْراً ) * بگو :
براى آن مزدى از شما نمىخواهم » ، يعنى براى ايمان ( و هدايت شما به ايمان و دين ) . . . و در آن هنگام كه رسول خدا « ص » به مدينه گام نهاد ، در خانهء ابو ايّوب انصارى منزل كرد ، كه در شهر مدينه كسى فقيرتر از او نبود . ، اكنون اين سيرت الهى كجا ، و آن اموال فراوان كجا كه به آسانى از كسانى كه بر فرصتها استيلا دارند و ثروت توده ها در تحت اختيار ايشان است پذيرفته مىشود ؟ و چه بسا برخى از آنان اين خرجها را وسيله اى براى آزادى در بهره ورى و بهره كشى هر چه بيشتر قرار مىدهند . و از يكى از امامان « ع » در خصوص بعضى از اموال چنين آمده است : «
. . .
و أمّا ما وصلتنا به ، فلا قبول عندنا إلَّا لما طاب و طهر « 1 »
( 2 ) آنچه براى ما فرستادى ، مورد قبول ما نيست مگر اينكه پاك و پاكيزه ( حلال ) باشد » .
و آيا وارد شدن پيامبر « ص » به خانهء فقيرترين مردم مدينه در آن روز ، چيزى جز قطع رابطه با ثروتمندان به شمار مىآيد ؟
3
الإمام علي « ع » : يا أهل البصرة ! ما تنقمون منّي ؟ إنّ هذا لمن غزل أهلي - و أشار إلى قميصه - و قال لعقبة بن علقمة : أدركت رسول الله يأكل أيبس من هذا ، و يلبس أخشن من هذا . . . « 2 »
( 3 ) امام على « ع » : اى مردم بصره ! چه انتقادى از من داريد ؟ اين ( پيراهنى كه بر
هامش
« 1 » . « احتجاج » طبرسى 2 / 283 ؛ از كتاب « كافى » .
« 2 » . « مناقب » 2 / 99 .