تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩

فصل چهل و يكم دارايى ، دو چارچوب و دو مرز

، در تعاليم اسلامى ، در ستايش ثروت و پسنديدگى آن و انگيزش به كسب آن ، سخنانى آمده و رفاه مالى از نعمتها محسوب شده است ، چنان كه در دعاهاى مأثور نيز جمله هايى مىبينيم كه حاكى از طلب وسعت در زندگى و توان مالى است . در عين حال آياتى در « قرآن كريم » ، در نكوهش ثروتمندان و شادخواران ( اغنيا و توانگران ) و مالهاى فراوان و زر و سيم هنگفت و انباشته وجود دارد ، و احاديث بسيارى در مذمّت قاطع ثروتمندى و ثروتمندان و تحقير آنان ، و يادآورى صفات ناپسند ايشان رسيده است ، احاديثى كه اجتماع را از آنان و تمايلات تجاوزگرانهء ايشان ، و نزديك شدن ديگران به آنان بر حذر مىدارد ، بلكه مردمان را به طرد متكاثران و مبارزه با ايشان فرا مىخواند ، كه برخى از آن احاديث در فصلهاى گذشته گذشت ؛ و ديديم كه آن تعاليم ، مردمان را از فراواندارى و فريفتگى به آن پرهيز مىداد . اكنون ، پرسشى كه با آن روبرو هستيم اين است كه ، چگونه ميان اين دو دسته از احاديث و تعاليم به ظاهر متضاد توافق برقرار كنيم ؟ در اين باره مىگوييم : خود آن تعاليم ما را به اين توافق هدايت كرده است ، زيرا كه نشانه هاى حق آشكار است ، و تعاليم دين حنيف واضح و مبيّن . و بر ماست كه به چپ و راست تمايل پيدا نكنيم ، و از متن روشن راه منحرف نشويم ، و از جانبدارى بىدليل پرهيز كنيم ، و دانش را از سرچشمه هاى آن بجوييم ، و در دين ، « تفقّه » كنيم ، يعنى دين را به شكلى واقعگرايانه و مرتبط با هم بفهميم ، چه دين در حالت پيوستگى هر بخش از احكام آن به بخشى ديگر ( با در نظر گرفتن « محور » و