تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
بر آنچه گفتيم ، بايد اين را نيز بيفزاييد كه اسلام آدمى را بدان مىخواند كه از مواهب شخصى و اوقات فراغت و تندرستى و جوانى خويش به اندازهء كافى برخوردار گردد و بهره مند شود . توجّه به اين نكتهء تربيتى مهم نيز لازم است كه اسلام هنگامى كه از اقتصاد و مسائل مالى سخن مىگويد ، به بيان فانى بودن دنيا و گذشتن روزهاى آن مىپردازد ؛ و هنگامى كه از سپرى شدن دنيا و روزهاى آن سخن مىگويد توصيه مىكند كه مردم با كار و كوشش و تلاش ، به توشه بر گرفتن از زندگى و به دست آوردن مال حلال روى آورند ، و آن را براى مصالح اجتماع و رفع نياز بىچيزان - پس از مصرف كردن مقدارى از آن براى خود و خانوادهء خويش - مصرف كنند . و اين برنامه كه اسلام طرحريزى كرده است ، پيشرفته ترين برنامهء تربيتى و سازنده براى زندگى مادّى و معنوى افراد و جامعه هاست ، چه انسان در آن هنگام كه متوجّه فانى بودن عمر و اندك بودن روزهاى آن شود ، مىكوشد تا هر چه بيشتر تلاش كند و براى خود توشه برگيرد . از اين رو با كوشش كار مىكند ، و براى رضاى خدا به بهتر كردن كار خود مىپردازد ، و كارش پيوسته و سودمند مىشود ؛ بدينسان انسانى مىشود كوشا براى خيررسانى به مردمان ، و تكامل اجتماع ، و فراهم سازى وسايل معيشت همنوعان ، و مسلَّح ساختن ملَّت و جامعه به سلاح اقتصادى سازنده و سودمند براى همگان . اين جنبهء مهم در تربيت اقتصادى ، بايد در فضاهاى تربيتى مورد تأكيد قرار گيرد . و معلوم است كه جامعهء اسلامى بايد چنان باشد كه همگان بتوانند براى خود توشه برگيرند ، و به پيشبرد اجتماع و تقويت بنيهء اقتصادى آن بپردازند . پس روا نيست كه فقير و بينوا به حال خود واگذاشته شود ، چه در اين صورت ، براى بينوايان هيچ گونه فرصتى براى عمل يا توشه گرفتن و در خط تكامل پيش رفتن دست نخواهد داد . بنا بر اين اگر آنان را به حال خود واگذارند ، در حقّ ايشان ستم كرده‌اند ؛ و اين چيزى است كه به هيچ وجه جايز نيست .
الحياة ( فارسي ) — صفحة 114 | محمد رضا حكيمي / محمد حكيمي / علي حكيمي / احمد آرام