تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منافع حيوان ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
پشه سخت رنجور باشد و در آب گريزد و خويش را به گل بگرداند ، و چندان در آب شود كه جز بينى پيدا نباشد ؛ و در دماغش كرمى است [ 42 ر ] كه او را بنگذارد كه بخسبد . و گوشت گاوميش همان منفعت گوشت گاو دارد . شير او غليظتر از شير گاو است ، امّا همان خاصيّت دارد . ( ) او را پخته گردانند به آرد جو و انگبين ، و روى را بدان بشويند تازه و سرخ گرداند .

صورت گوسفند [ 42 پ ]

گوسفند را بيست و يك دندان باشد و بز را نوزده . و چون باد جنوب جهد ، در آن زمان كه قوچ بر ماده رود ، بره ماده باشد ؛ و اگر شمال وزد ، نر . و بر زمان ببايد ديدن كه رنگ‌ها بر او چه رنگ است از سياه و سپيد و كبود و سرخ و ابلق ، برهء او بر همان رنگ باشد . اگر گوسفند بزرگ سال زود به گشن آيد ، آن سال نيك باشد ، و اگر جوانه آيد آن سال بد باشد . و در وقت گشنى نران باهم بكوشند ، و از پيش گشنى باهم چرا كنند و سازنده باشند . و از آن است كه هريك خواهد كه مادگان به حكم او باشند و غلبه و قوّت او را بود . گوسفند و بز باهم گشنى نكنند ، و اگر بكنند برّه نماند زنده . و از منافع اعضاى او دماغ ميش در چشم كشند كه آب نازل شود باز دارد . دماغ بره بر آتش نهند ، و آرد حوارى و ورس و حلبه با او آميخته گردانند و طلى كنند بر شكسته تا گوشتى كه كوفته شده باشد درست گرداند . مغز استخوان ساق برّه گداخته گردانند با شير برّه [ 43 ر ] گوسفند ، و