تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منافع حيوان ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
مستسقى و مصروع را چون بخورند . ( ) او قوّت متحلّل حاده دارد ، نافع باشد درد سپرز و آماس ركبه را . چون با جلّاب بخورند خون حيض بسته گرداند و بچه از شكم بيرون آورد ؛ و اگر خشك خرد كرده با كندرو بياميزند و زن بردارد ، خون حيض بسته كند ؛ و اگر بسوزانند و بر داء ثعلب مالند ، موى برآرد و نافع باشد داء حيّه را و جرب و ريش‌ها و آماس عارضى كه در اصل گوش باشد چون طلى كند ، و اگر در چشم كشند غشاوه را زايل گرداند . ( ) بر آتش نهند ، دد و دام بگريزند . و اللّه اعلم . [ 38 پ ]

اندر آفرينش خرگوش

خرگوش ترسنده باشد و بچه بسيار كند ، و در زير پاى موى دارد . و گويند سالى نر باشد و سالى ماده . و چون بيمار شود ، برگ نى تازه بخورد به شود ؛ و چون خفته باشد ، چشم باز كند . و از منافع اعضاى او پشم او را بسوزانند و بر سوخته نهند نيك شود . و اگر با آرد جو و سپيدهء خايه بر زخم و جراحت‌ها نهند كه خون بسيار آيد بسته شود . دماغ خرگوش با سركه گداخته گردانند و بر ارتعاش نهند نافع باشد ؛ و اگر بر جايى طلى كنند كه موى برآمده باشد . مانع شود ، و مغز همين فعل كند . سر خرگوش تمام بسوزانند و خاكستر او به آب اصل رازيانه آميخته گردانند ، و بر علّت لثه نهند نافع باشد . و اگر خاكستر تنها در دندان مالند سپيد گرداند و روشن . و اگر مغز او را بخورند در بستر شاشه نكنند . گوشت او مادام بخورند بددل شوند ؛ و نافع باشد ريش كه در امعا باشد . خون او بر بهق سياه مالند بركند ؛ و اگر خشك كرده
منافع حيوان ( فارسى ) — صفحة 101 | محمد روشن / عبد الهادي بن محمد بن محمود بن ابراهيم مراغى