طريق دلاورى و آيين قلعهدارى را مشاهده كرده به حكم
« ذلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ »
« « 91 » » از دور مراجعت نمودند . و محاربهء فرب 10 نيز بس عجب بود كه به اندك لشكرى جيوش عظيم الشأن سلاطين را منهزم ساخته محبوسان بخارا را از قفس اندوه و زارى نجات داد . و بعد ازان ، فتح دار السلطنهء سمرقند روى نمود و آن نيز محلّ تعجّب بود كه در يك روز دو فتح عظيم واقع شد و تاريخش « فتحهاى مكّرر « « 92 » » 11 » گرديد .
بيت
هر فتح كان ز عالم غيبش نمود روى * چون ديدمش مقدّمهء فتح ديگر است
بعد ازان به اندك زمانى فتح بلدهء فاخرهء بخارا - حميت عن البلاياء - به اسهل وجوه دست داد .
نظم
بىدردِسر نيزه و آمدْ شدِ پيكان * آن فتح كه مفتاح امان بود درآمد « « 93 » »
امّيد از كرم مفتّح الأبواب آن است كه اين فتوح مفتاح فتحهاى تازه گشته ، دولت بىاندازهاش ميسّر گردد و حشمت ابد پيوند « « 94 » » ش از وصمت نقصان مصون و محفوظ باشد .
لمؤلّفه
نهد تا كمال جهان رو به نقصان * كه كارى جز اين چرخ گردان ندارد
ز هر نقص « « 95 » » بادش كمالى ميسّر * كمالى كه آن « « 96 » » هيچ نقصان ندارد
در بيان كيفيّت ترتيب « « 97 » » كتاب از فصول و ابواب
بر ضمير مهر ضوء « « 98 » » قمر پرتو سخنوران محقّق و نكتهپروران مدقّق مخفى نماند كه اساس بناى اين مسطور بر مقالهاى و چهار باب و خاتمهاى مرتّب گردانيده شده ؛ ملتمس از لطف عامهء « « 99 » » مصنّفان زمان و كافّهء « « 100 » » مؤلّفان دوران آن است كه به نظر التفات اثر ، آن را منظور داشته ، عيوب و قصورش را به استار لطف مستور نموده ، كسوت اصلاح بپوشانند « « 101 » » .
نظم لمؤلّفه
هرچند كه اين نسخه به وجه حسن است * بس نيست همين عيب كه تأليفِ من است ؟
هامش
( 91 ) . ق ( 50 ) 3
( 92 ) .Pفتحهاى مكر
( 93 ) .Pبرآمد
( 94 ) .Pابدى پيوندش
( 95 ) .Pنقش
( 96 ) .Pكزو
( 97 ) .Pدر بيان ترتيب
( 98 ) .Pمهر صعود
( 99 ) .Pلطف عميم
( 100 ) .P« كافه » ندارد
( 101 ) .Pپوشانيد