تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 2

مساهمون:

ص٢
و صلّى اللّه على آله و أصحابه و أحبابه أجمعين الى يوم الدّين . « « 5 » » بر اصحاب فطنت و ذكا و ارباب خلّت و صفا « « 6 » » مخفى نماند كه يكى از شرايط اكتساب فضايل جودت ذهن « « 7 » » است و از زمان ارتحال خان حميده خصال حضرت عبيد اللّه خان - نوّر اللّه مرقده - كوكب طالع ابكار افكار فضلا به واسطهء تلاطم امواج فتن و تراكم افواج « « 8 » » محن در مقنطرات انحطاط هبوط نموده ، و در مدار انتفا ابدى الخفاء گرديده ، مستور مىنمود « « 9 » » . و به سبب حسّاد فسّاد « « 10 » » بازار فضل كاسد گشته ، علما و فضلا ، بلكه جميع برايا در ليالى ظلمانى تعسّر - كه نتيجهء عدم تلطّف و تيسّر است - طريق تحصيل و تعليم فضيلت و كسب معيشت را از دست داده « « 11 » » در زاويهء خمول افتاده بودند . للّه الحمد و المنّه كه از اشعّهء مشاغل صمصام ظفرفرجام ، و انوار مصابيح عدالت انجام سلاطين زمان و خواقين دوران شب ديجور عسرت به مصباح صباح يسرت منوّر گشته « « 12 » » ، كوكب مستعلى كه مربّى فضل خفى و جلى بود در الطف ساعات و اشرف اوقات « « 13 » » از افق عزّت و تتق نصرت « « 14 » » طلوع نموده ، بازار فضل را رونق داده ، مشترى فضلا گرديد . بيت
لِلّه الحمد كه آن نقش كه خاطر مىخواست * آمد آخر ز پسِ پردهء تقدير پديد

در منقبت والى عالى گويد :

مكشوف ضماير قدسى سراير ارباب كشف و تمكين ، و مرفوع خواطر دريا مقاطر اصحاب علم و يقين آن‌كه عاليحضرت خلافت منزلت كرّوبى مكرمت ؛
هامش
( 5 ) . آغاز نسخهءP: زيب ديباچهء تذكرهء سلسله‌بندان معانى و زينت عنوان صحيفهء سحرپردازان سخندانى ذكر جميل ستايش سبحانى است جلّ جلاله ، كه ذهن ذهين انسانى را به تزيين نيكوبيانى بر صفحهء شهود نشانيد . يگانه‌اى كه دو بيتى عقل و روح را به مثلّث سه ايوان دماغ و مربّع چهار طبع و مخمّس حواس خمسه و مسدّس ستّهء ضروريه و مسبّع هفت محله و مثمن هشت صفات منتظم گردانيد . بسملهء دواوين ايجاد كه زيبندهء كريمهء « كنت نبيّا " و آدم بين الماء و الطّين » ، و مختم بيّنهء « و لكن رسول الله و خاتم النبييّن » گرديد ، به اصحاب طاهرين و پيروان دين مبينش كه هريك تذكرهء بقاياى احبابند و مصدّق آيات امّ الكتاب ، صلوات الله و سلامه عليهم أجمعين . ( 6 ) .Pاما بعد بر طبع صافى نهاد ارباب حلّت و صفا ( 7 ) .Bزبان ( 8 ) .Bامواج ،Pافواج فتن و محن ( 9 ) .Pگرديده بود ( 10 ) .Bحاسد فاسد ( 11 ) .Pطريق تحصيل از دست داده ( 12 ) .Pمصابيح عدالت به مصباح مسرّت مبدّل گشته ( 13 ) .Pدر الطاف ساعات و اشراف اوقات ( 14 ) .Pتتق دولت